خاطره

باسمه تعالی

وبلاگ یکی از پزشکان ( متوترکسات) را که دیدم یاد خاطره ای افتادم که ذکر آن خالی از لطف نیست:

در یکی از روزهایی که پزشک خانواده بودم ، جهت انجام کاری به شبکه آمدم. یکی از نیروهای شرکتی پرسید : مهر همراه داری؟

اکثر روزها برای فرار از درخواست های غیرقانونی مثل صدور استعلاجی برای فامیل کارمندان و ..... مهر به همراه نمی برم ولی آن روز همراهم بود و نخواستم دروغ بگویم .

نشانه های بیماریش را گفت و من نیز برایش دارو تجویز کردم و سفارشات لازم را نیز یادآوری کردم تا زودتر بهبود یابد.

پس از اطمینان از تمام شدن داروهای تجویزی ، گفت : چند داروی گران قیمت نیز بنویس !

پرسیدم : برای چی؟

 - می خواهم پول بابت داروها ندهم.

 - برای چی؟ پول دارویت را که نباید شرکت بیمه بدهد.

 - ولی من برای بهداری کار می کنم و نباید پول دارو بدهم (؟!!!!!!!!!!!)

 - ولی من برای خودم نیز این کار را نمی کنم و پول دارو را می دهم چه رسد به شما!

این را که گفتم ناراحت شد، برگه را از دفترچه جدا کرد، جلو چشمم ریزریز کرد و داخل سطل زباله ریخت . بعد هم غرو لند کنان گفت: یک برگ دفترچه ام را خراب کردی.

با خود عهد کردم که دیگر مهر همراه نداشته باشم. (مهر مخصوص داخل مطب است). ارزش خود و پزشکان را نیز پایین نیاورم.

وقتی وبلاگ ایشان و نظرات ارائه شده را دیدم دریافتم که چرا شرکت های بیمه از قبول تجویز داروهای گران قیمت توسط پزشکان عمومی شانه خالی می کنند. از ماست که بر ماست.

 

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
متوترکسات

با اجازه شما به پست آخرتان توی وبلاگم (پست مربوط به دفترچه بیمه) لينک دادم. چون در تاييد نوشته من است.

وحيد

سلام اميدوارم اين رويه درهمه جا وتوسط همه افراد رعايت بشود هرچند ازقديم گفته اند بايک گل بهار نمی شود ولی خوب .........

ستاری

آنها که ميخواهند راه درست را بروند گاهی از سوی مردم و شايد مسئولين و همکاران مورد بی مهری قرار ميگيرند.شما استقامت نماييد تا جامعه اصلاح شود. پيروز باشيد .

شهاب

دکتر کاملا حق با شماست و هرکدام از ما بارها با درخواست های مشابه مواجه شده ايم که من خودم در اين مواقع ترجيح می دهم همان دروغ مصلحتی را بگويم. من چند دوست صميمی آرانی دارم و البته يک دوست که اصالتا بيدگلی است و کم و بيش از داستان اين دو گروه با خبرم. واقعا که حکايت جالبيست

شهاب

من ساکن تهران هستم دکتر جان٬ يک پزشک عمومی که تازه سربازيش تموم شده و هنوز نتونستم خودمو برای شرکت تو امتحان رزيدنتی قانع کنم ولی دقيق هم نمی دونم می خوام چه کار کنم

دوست

سلام دکتر جان به نظر من راه درست را بايد با بهترين شيوه طی کرد به گفته معصومين عاقل ترين مردم کسی است که با مردم مدارا کند با اخلاق نيکو و بدون برخورد چکشی حرف خود را با روی گشاده و حتی اگر شده طنز عنوان نماييد تا مردم از درست کاران روی گردان نشوند.

خودم

به دوست: با تشکر از توصیه ی شما . چشم

داروساز

مشابه این مشکل رو ما با بیمارها داریم . کلنجار رفتن با مریضی که دارو رو بدون نسخه میخود و ما بایستی به لطایف الحیل طوری که نه بهش بر بخوره نه سر خود دارو مصرف کنه راهی مطبش کنیم. خیلی از بیماران هم هستن توقع دارن چون دفترچه بیمه دارن همه چی رو از داروخانه "به بیمه" تاراج کنند!! از طرفی آخرش به ریش هر دو مون میخندن و هر جا میشینن ... (چوب دو سر طلا)

مصطفي بن محمد

متاسفانه همكاران اداري همه جا چنينند باسواد وبي سواد البته ازهمكاران خود هم (بعضي) گله كنيم كه به خاطر منافع شخصي تحت عنوان مردم داري از نوشتن استعلاجي دارو و .... ابائي ندارند