اخلاق پزشکی

باسمه تعالی

چندی پیش ، برای ویزیت بیماری به بالینش رفتم، جوانی بود از خانواده مرفه ، با علائم و نشانه های هذیان ، توهم بینایی و ....

پس از چند روز شنیدم که قصد ازدواج با دختری از خانواده ای فقیر را دارد. از آنجا که فکر می کردم ازدواجشان منجر به طلاق می شود خیلی دوست داشتم به خانواده عروس ، خبر دهم و آنها را آگاه سازم. از یکی از بزرگترها موضوع را پرسیدم. او جواب داد: اگر از شما پرسیدند شما راستش را بگو و گرنه حق نداری بیان کنی.

از نظر اخلاق پزشکی هم تا دادگاه سوال نکرده نباید چیزی گفت ولی از قدیم گفته اند: اگر بینی که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینی گناه است.

من چیزی نگفتم ولی آیا کار درستی انجام داده ام؟ شما بودید چه می کردید؟

/ 5 نظر / 6 بازدید
متوترکسات

نظر شخصی من اينکه ما در هر صورت قسم ياد کرده ايم که حافظ اسرار بيمارانمان باشيم؛ باقی قضايا به خودشان ربط دارد.

چله نشين

من می گفتم.یک دختر چون فقیر است باید بدبخت شود؟ البته بايد تحقيق كني اگر اينقدر فقير است كه ممكن است خطري مثل فساد اخلاقي او را تهديد كند وضع فرق مي كند. راستی جواب سوال قبلی منو ندادين؟

ستاری

ممکنه اين جوون خيلی باهوش باشد۰دختری فقير را ميخواسته ولی خانواده اش مخالف بوده اند.تمارض نموده تا به هدف برسد.آیا شما برایتان ثابت شده که بیمار است؟ علائم هذیان و توهم بینایی چیست؟ یک هنر پیشه میتواند آنهارا نمایش دهد؟

وحيد

اين سوال هم ازآن دست سوال هايی است که واقعا نمی توان جوابی برايش پيداکرد