وقایع اتفاقیه

به نام خدا

نیمه شعبان سالروز ولادت منجی موعود مبارک باد. نکته ای که قابل ذکر است چراغانی هاست . اینکه در عزاداری ها چرا به جای عزا ، چراغانی می شود یک موضوع است و اینکه چگونه در عین کمبود برق ، می شود در یک روز با وجود عدم قطع برق ،‌ چند برابر مصرف عادی ،‌ در چراغانی های گسترده ،‌برق مصرف شود و وزارت نیرو خم به ابرو نیاورد مطلب دیگریست.

٢- لایحه حمایت از خانواده و موضوع ازدواج مجدد آقایون بدون اجازه ی همسر اول و با شرایط دیگر نیز بحث برانگیز شده است. در اینکه باید برای زنان بی سرپرست فکری کرد شکی نیست ولی متاسفانه در ایران هر قانونی به تصویب برسد تا مردم از سوء استفاده از قانون اشباع نشوند به سراغ استفاده قانونی نمی روند و بیم آن می رود که با این قانون ،‌راه قانونی برای مردان هوسباز مهیا شود و به جای حمایت از خانواده ، به تهدیدی برای خانواده تبدیل شود. هر چند اگر زن و شوهر باب طبع یکدیگر باشند جایی برای این سخن ها نیست ولی هستند مردانی که هوسبازند و در عین داشتن همسری زیبا و خوش اخلاق و سازگار ، چشم طمع به دیگران دارند. اگر به جای شروط ذکر شده در لایحه ( تمکین مالی و رعایت عدالت ) اختیار فسخ ازدواج بعدی به همسر اول داده می شد زنان اول اطمینان خاطر بیشتری داشتند. از نگاه دیگر ، ازدواج یک قرارداد است چگونه می توان بدون اجازه ی طرف قرارداد ، همین قرارداد را با شخص ثالث منعقد کرد؟ اگر موافقان این لایحه ، خودشان را جای همسران این مردان قرار می دادند آیا باز موافقت می کردند؟

/ 5 نظر / 3 بازدید
مادر سارا

به امید روزی که که مهدی بیاید و همه ی این بی عدالتی ها از بین برود [لبخند]

چله نشین

سلام.ممنونم که به من سر می زنی.عید شما هم مبارک.در مورد مطلبتون بگم البته امسال چراغانی ها خیلی کمتر از پارسال بود اما باز هم مصرف برق بیشتر از روزهای قبل بود .جالب توجه اینجاست که دیروز قطعی برق نداشتیم[چشمک]

عموزاده

چراغانی کمتر بود اماترقه بازی خیلی خیلی بیشتر[گل]

روابط عمومی

سلام دوست عزیز در ادامه ی جلسات نقد وبـلاگها این هفته به مناسبت روز پزشک با نقد وبلاگ دکترکوچولو(http://drkoochoolooo.persianblog.ir) در خدمت شما دوست عزیز هستیم نویسنده وبلاگ : حامد رجایی نویسنده وبلاگ نم‌نم لذا بدینوسیله از جنابعالی دعوت می کنیم تا با حضور خود موجب گرمی بیشتر این محفل فرهنگی گردید زمان : یکشنبه سوم شهریورماه 1387 ساعت 17 الی 19 مکان : یوسف آباد - پارک شفق - فرهنگسرای دانشجو - سرای کتاب

عباس رسول زاده

سلام. از بازدید شما متشکر.[تایید][گل] حتما این داستان از شیخ ابو سعید ابوالخیر را شنیده اید که روزی در خانقاه مردی بلند شد و گفت خدا رحمت کند کسی را که بلند شود و قدمی به جلو رود و ..... -------- و این داستان را که مردی نا بینا با چراغ از مسیری عبور میکرد و به پرسشگران میگفت. این چراغ از بهر شما کور دلانست تا .... ----------- خلاصه خدا پدر شما را هم بیا مرزد و سالم باشید. همین که این شمع را هم توانسته ایم بعد از این همه سال روشن نگه داریم خدا را شاکریم و دست شما را نیز می فشاریم.