خیرین سلامت

به نام خدا

امسال هم در 6/3/89 گردهمایی خیّرین سلامت دانشگاه در قمصر برگزار شد. در این مراسم من حضور نداشتم. دعوتنامه ام به دستم نرسید. افراد حاضر هم جوّگیر شده و قول هایی داده بودند. برای شهر آران و بیدگل ، تخریب و نوسازی درمانگاه ولی عصر و شهید بهشتی را تقبل کرده بودند. برای انتقال محل درمانگاه شهدا هم زمین مهیا شده ولی کسی بانی نشده است این در حالی است که فردی گفته اگر در محلّه ی ما ساخته شود من 200 میلیون تومان هزینه می کنم. از شهرداری هم خواسته تا زمینی در محله شان در اختیارش بگذارند تا او بسازد و اسمش را روی آن محل بگذارد و عکسش هم باشد و به اصطلاح خودش نامش ماندگار باشد. به او پیشنهاد کردم که یکی از خانه های بین بیمارستان شهید رجایی و خیابان نوّاب را بخرد و با  الحاق آن به بیمارستان هم مشکل بیمارستان رفع شود و هم به محله آنان راه داشته باشد ولی او گفت که می خواهم بسازم.

برای نوسازی اورژانس هم ابریشمچی مبلغی تقبل کرده است ولی باید قبل از آن خانه های مجاور خریداری و در اختیار او قرار گیرد. پول خرید خانه عسگری با هر مشقتی بود پرداخت شد. جانم به لبم رسید تا دانشگاه پول را پرداخت. پس از آن همراه با آقای محمد خورشیدی به سراغ خانه سیدیان رفتم و آن را با مبلغی بیش از قیمت واقعی خریدم. آقای ا.ر. گفت: بخر ! نمی گذاریم به زندان بروی.

برای تامین مابه التفاوت قیمت پیشنهادی و قیمت کارشناسی پیش چند نفر رفتم آنها گفتند اگر نامه بیاوری که از محل خمس حساب شود مقداری کمک می کنیم. یکی گفت از حاج آقا اسدالله نامه بیاور! . دو نفر گفتند: از امام جمعه نامه بیاور! حاج آقا اسدالله که نامه برای این کار نداد. یکی از آن دو نفر چک مشتری در ماه شهریور داد.

چک اول را نقد پرداختم. چک دوم 6/3/89 بود ولی آقای ا.ر. سفر زیارتی بود و کسی که قرار بود مبلغ چک را بیاورد به جای وجه نقد قسط بندی کرد

حال در فکر جورکردن مبلغ چک بعدی هستم. حدود 10 بار به شرکت ....... ( یکی از دو نفری که نامه از امام جمعه خواسته بود) رفتم تا او بالاخره 3 فقره چک آذرماه  مربوط به شهر ارومیه پرداخت. وقتی گفتم من برای 6/4/89 می خواهم نه آذرماه - پاسخ شنیدم که پول خیریه را همین جوری می پردازند. یک بار مرا به دیگری حواله کرد یک بار گفت بعدا بیا . یک بار سرش شلوغ بود. یک بار گفت باید چک ها را کنترل کنم برو موقع نماز مغرب بیا. عصر جوری کارهایم را برنامه ریزی کردم تا موقع نماز آنجا باشم وقتی دیدم به شرکت نیامد با او تماس گرفتم گفت: خسته بودم به شرکت نیامدم برو فردا صبح ساعت 8 بیا. صبح وقتی نیامد با او تماس گرفتم گفت: آمپول ساعتی دارم یک ساعت دیگر زنگت می زنم. بعد از یک ساعت و نیم باز به شرکتش رفتم گفت : مهمان از تهران دارم برو عصر بیا!.......

جالب است که هم به حساب خمس می گذارند و هم افراد خیری هستند و هم .....

 

/ 1 نظر / 2 بازدید

همزمان با شروع هفته بهزیستی پایگاه اطلاع رسانی اداره بهزیستی شهرستان آران وبیدگل با آدرس اینترنتی http://www.behzistyaranbidgol.com شروع بکار نمود. با توجه به لزوم اطلاع رسانی در عصر حاضر روابط عمومی اداره بهزیستی آران وبیدگل اقدام به راه اندازی این پایگاه اینترنتی نموده است و پایگاه فوق اخبار مددجویان و کارمندان اداره بهزیستی آران وبیدگل را اطلاع رسانی مینماید..آدرس رایانامه(ایمیل)بهزیستی آران وبیدگل نیز behzisty_ab@yahoo.com می باشد امیدواریم که آدرس وب سایت ما را در بخش پیوند های خود add نمائید ومن بعد نیز در کنار ماباشید واز نظرات خودتان مارا بی نصیب نگذارید. درضمن آدرس لوگوی ما http://www.behzistyaranbidgol.com/images/stories/logo_beh.jpg می باشد که خوشحال می شویم در سایت خود بگذارید.