برکت

باسمه تعالی
توی خانه خودش خیلی تنها بود. به قول خودش حاضر بود پول بدهد کسی چیزی برایش بخرد ولی کسی نبود. از تنهایی وحشت داشت. وضع را که چنین دیدم او را به منزل خود آوردم و یک اتاق را به او اختصاص دادم. او همسفره ما شد . از وقتی هم که آمده برکت را به منزل ما آورده است. او مادربزرگ همسرم است.

/ 1 نظر / 3 بازدید