مراد

به نام خدا

            سال ها قبل برای زیارت قبر شهید صناعتی به روستای کله ارمک رفته بودم در راه بازگشت وسیله نقلیه نبود و کنار جاده منتظر عبور وسیله ای بودم تا مرا به کاشان بازگرداند. ناامیدانه به خود شهید متوسل شدم خیلی زود پیکانی رسید و جای خالی هم داشت و مرا رساند.

            این موضوع از خاطرم رفت تا اینکه چندی قبل که با آقای ...... (از ساکنین کاشان ) صحبت       می کردم گفت: هر وقت مشکلی برایم ایجاد شود که راه حلی برایش نداشته باشم بر مزار شهیدان اربابی حاضر می شوم و حاجتم را می گیرم حتّی شده  درب قبرستان هم بسته بوده و از سر دیوار به داخل قبرستان رفته ام و مشکلم رفع شده است. در شب ازدواجم نیز اطرافیان را پیچاندم ،گل ها و آذین بندی ماشین را جدا کردم و با عروس خانم به مزار آنان رفتیم.

        

/ 5 نظر / 3 بازدید
سیدحس سعیدزاده .صهبا بیدگلی

سلام جتی شده یعنی چه؟

آواهای ماندگار

خداوندا … دقیق یادم نیست آخرین بار کی خود را پیدا کردم … اما خوب یادم هست هرگاه که گم شدم ، دستم در دست تو نبود … یک نفر پشت سرت هست آماده است تا که کمی پای تو لغزش گیرد … و اگر قرار شود که بیفتی به روی زمین ، آنجاست که نگهت خواهد داشت … همیشه از سایه هم نزدیکتر به تو ! نور هم که قطع شود ، حضورش پر رنگتر خواهد شد ! خدایا ما را ببخش بخاطر همه درهایی که زدیم، و هیچکدام خانه تو نبود… خدا را دوست بدار حداقلش این است که یکی را دوست داری که روزی به او می رسی . . . خداوندا ! خسته ام ! از فصل سرد گناه و دلتنگ روزهای پاک… بارانی بفرست چتر گناه را دور انداخته ام ! هر صبح، پلکهایت، فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند، سطر اول همیشه این است: “خدا همیشه با ماست” پس بخوانش با لبخند… [گل]

دخترهابیل

منم این توسل رو قبول دارم بخصوص نسبت به شهید طباطبایی

حمید

با سلام و آرزوی شادکامی بااجازه این پست را کپی کردم