فصل الخطاب

به نام خدا

    معمولاَ در مجالس و مباحث یک نفر حرف آخر را می زند که دیگر روی حرف او کسی حرف نمی زند و کلام او نافذ است. در کشور ما نیز به نظر می رسد دو دیدگاه در مورد حرف آخر وجود دارد:

1- دیدگاهی که معتقد است قانون حرف آخر را می زند و همه کارها باید بر اساس قانون باشد و همانند قوانین راهنمایی و رانندگی که همه اعم از راننده و عابر پیاده باید رعایت کنند در کارهای روزمره نیز باید قانون جاری و حاکم باشد.

2- دیدگاهی که معتقد است ولی فقیه حرف آخر را می زند و  همه باید از او تبعیت و حرف شنوی داشته باشند مانند پلیسی که در جاده و خیابان مافوق قانون است ( البته در ایران و برخی کشورها چنین است و در برخی کشورها مانند ژاپن ، پلیس هم باید قانون را رعایت کند.) دلیلشان هم واضح است : قانون جامع و کامل نیست و مواردی پیش می آید که قانون در آن مورد وجود ندارد مانند همین تمام شدن مهلت سرپرستی وزارتخانه و عدم تعیین وزیر برای آن یا وجود اختلاف بین قوای سه گانه در کشور که ممکن است باعث هرج و مرج شود .

    اگر دو دیدگاه را جمع بندی کنیم به نتیجه بهتری می توان رسید: در مواردی که قانون وضع شده و مراحل قانونی را طی کرده است به قانون مراجعه شود و در موارد اختلاف بین قوای سه گانه یا نقص قانون یا جهت گیری های کلی نظام از نظرات ولی فقیه استفاده شود.

 

/ 0 نظر / 2 بازدید