ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

 

باسمه تعالی

امروز يكشنبه 11/10/1384 و من در درمانگاه هستم. چند روز قبل ، با خودم فکر می کردم که اگه یک کارگر بخواد یه ساعت استراحت کنه یا زودتر محل کارشو ترک کنه چه عکس العملی نشون میدیم . حالا ما چی؟ مگه نه اینکه بعد از انقلاب همه اربابها برافتاد و فقط یه ارباب موند ( ارباب رجوع) و ما مستخدم هستیم و حقوق ما از بیت المال (پول همه مردم ) پرداخت میشه پس با این حساب ما به اربابمون چه برخوردی باید داشته باشیم؟!!!!!!!!!! این بود که تصمیم گرفتم حتی از قبل هم بهتر با مردم روبرو بشم جوری که مردم وقتی بخوان نشونی منو بدن میگن دکتر خوش اخلاقه ! .

 همه را دوست دارم .وقتی بچه بیماری را میارن اونجور که با بچه خودم رفتار میکنم با اون رفتار میکنم. ساعت کار را هم تا انجا که می تونم رعایت می کنم ولی این به مذاق بعضی خوش نمیاد و صدای مسئول درمانگاه درومده . ( چون خودش دنبال تجارت و خرید و فروش و ... است و این کار چندمش است و متاسفانه کسی به کسی نیست ).

 هر کس کار کنه تنبیه میشه و هرکس از زیر کار فرار کنه تشویق میشه ( اند مدیریته ) توقع هم داریم مملکت پیشرفت کنه (زهی خیال باطل)  

مدیر شبکه ما همون مدیر زمون خاتمیه .وقتی باهاش صحبت می کنی هزار قسم و آیه که من چند بار استعفا داده ام و قبول نکرده اند ولی وقتی دید ممکنه عوض بشه دیدار با علما گذاشت . پیش احمدی نژاد رفت و...... من نمیدونم این میز چه خاصیتی داره ؟!!!

بگذریم . به قول جلال آل احمد : خس و خاشاک هم روی آب می مونه ولی اونی که سنگینه در زیر آب فرو میره.

 

   + mohammad - ٦:٥٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٤