ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

 

باسمه تعالی

پزشک کاروان (6)

امروز جمعه 30 تیر ماه است . از آنجا که دکتر وریجی نمی خواست به ساسکو برود من قبول کردم که به جای او به ساسکو بروم و او شیفتهای من را انجام دهد. من از شدت خستگی و ضعف و مواجهه با بیماران سرماخورده، دچار سرماخوردگی شدم . آلرژی هم مزید بر علت شده و تمام شب نتوانستم بخوابم. سرفه خشک و سوزش گلو و آبریزش از چشم و بینی بدجوری اذیت می کرد. تصمیم گرفتم امروز را استراحت کنم. مغازه ها هم که امروز تعطیل هستند و بعد از نماز جمعه باز می کنند. خانم هم سفارش چند قلم جنس نموده است.

شب گذشته ساعت 9:30 دعای پرفیض کمیل را در هتل موده العالمی خواندیم و به یاد عزیزان بودم. امروز صبح دعای ندبه را همنوا با کامپیوتر خواندم . مصیبت حضرت زهرا (س) حاج منصور ارضی هم حسابی حال داد.

ختم قرآن را که شروع کرده ام هنوز تمام نکرده ام ولی دکتر سخایی در حال اتمام آن است.انشالله در ساسکو جبران شود.

همراه دکتر سخایی به نمازجمعه رفتیم. پس از اذان یک جزء قرآن خواندم تا امام جمعه آمد و شروع کرد. خطبه اول حدود یک ربع طول کشید و در این خطبه حدیثی از پیامبر خواند و در مورد آن توضیح داد: المؤمن قوی خیر و احب الی الله من المؤمن الضعیف. قوت اقتصادی ، جسمی ، عبادی، صنعتی و.....

خطبه دوم که سه دقیقه طول کشید را به تقوی و آیه های مربوط به تقوای پیامبران اختصاص داد و سپس به دعا پرداخت که آن هم سه دقیقه طول کشید در ضمن دعاها ،در مورد مسلمانان فلسطین و لبنان هم دعا کرد: الهم انصر المسلمین فی فلسطین ، اللهم انصر المسلمین فی بقاع.

نکته ای که برایم جالب بود اینکه آنقدر سریع صحبت می کرد که انگار از روی کاغذ انشا می خواند . تعدادی از مردم نیز خواب بودند . صفها آنقدر فشرده بود که جای ایستادن نبود و به زحمت دو رکعت نماز را خواندیم. پس از حمد نیز سوره های فیل و قریش را ( بدون بسم الله ) خواند.

امروز گروه مکه ساعت 4 عصر به قصد مکه به مسجد میقات می روند و من هم همراه آنان خواهم رفت تا به ساسکو برسم.

   + mohammad - ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٧ امرداد ۱۳۸٥