ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

 

باسمه تعالی

پزشک کاروان(5)

امروز چهارشنبه 28 تیرماه است . صبح ساعت 6:30 به وقت عربستان ( 7 بامداد به وقت ایران) همراه گروه جدید که برای انجام وظیفه در مکه، آمده اند به زیارت دوره در مدینه رفتیم . دکتر دارچینی هم در بین آنها بود و در این مدت با هم بودیم. ابتدا به قبرستان شهدای اُحُد رفتیم. قبر شهدای احد با دیوار محصور شده بود و مردم ( 99% ایرانی بودند) از پشت میله ها زیارتنامه می خواندند. راشد یزدی هم آنجا داشت برای مردم توضیح می داد. چند عکس آنجا گرفتیم . فروشندگان دوره گرد هم بساطشان را پهن کرده بودند که بیشتر خرما می فروختند.

پس از آن به محل جنگ خندق یا احزاب رفتیم. قبلاً در آنجا 6 مسجد کوچک که کسانی مثل حضرت علی (ع) ، حضرت فاطمه (س) ، سلمان ، عمر ، ابوبکر نماز خوانده بودند وجود داشته است که مسجد حضرت فاطمه تخریب شده بود.درب مسجد فتح و مسجد حضرت علی هم  بسته شده بود و فقط مسجد عمر باز بود که کسی نمی رفت. به جای آنها یک مسجد بزرگتر در حال ساخت بود.در اینجا هم فروشندگان خرده پا بساطشان پهن بود.

سپس به مسجد ذوقبلتین ( دارای دو قبله) رفتیم . بردن دوربین به داخل ممنوع بود. در آنجا هم قبله اول که به طرف مسجدالاقصی بود تخریب شده بود .

سپس به مسجد قبا( اولین مسجد بنا شده در اسلام که خود پیامبر هم در ساخت آن شرکت کرده بود) رفتیم . ساختمان مسجد توسعه داده شده است. در آنجا یکی از همسفران خود را معرفی کرد: آقای شعوری ، پرستار بود . پدرش نزدیک منزل ما سکونت دارد ولی خودش ساکن قم است.

در این مراکز که رفتیم اکثراً ایرانی بودند و همه جا هم فروشندگان حاضر بودند و حالا دیگر به زبان فارسی صحبت می کردند. ما نیز دست خالی برنگشتیم و برداشت هایی داشتیم. در جاهایی که می شد عکس و فیلم هم تهیه کردم.

پس از بازگشت به کافی نت رفتم و نوشته های شب قبل را پست کردم. ظهر هم به نماز جماعت مسجد النبی رفتم .

امشب از ساعت 11 شب تا 7 صبح فردا شیفت هستم.

 

   + mohammad - ٦:۳۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٥