ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

 

باسمه تعالی

پزشک کاروان (4)

بالاخره روز جمعه فرا رسید و وقتی با دکتر شیرخانی تماس گرفتم گفت که با آخرین اتوبوس به مدینه بیا! نزدیک غروب بود و آخرین اتوبوس ها رسیدند و من به مدینه آمدم.

روز شنبه به حرم پیامبر رفتم. هتل محل اقامت ما در شارع ملک فهد واقع است و از درب شماره 21 وارد حرم می شویم . در حیاط حرم 15 سرویس بهداشتی مردانه و زنانه در 3 طبقه قرار دارد که طبقه های دوم و سوم زیرزمینی ،پله برقی دارد .پارکینگها هم در آنجا قرار دارند.

 حرم 3 قسمت دارد : یک قسمت مربوط به زمان خود پیامبر که با ستونهای زردرنگ مشخص است و حدوداً 7 ستون در 7 ستون (هر کدام به فاصله 3 متر) است . قسمت دیگر مربوط به زمان عثمانی است و قسمت اعظم آن مربوط به زمان سعودی است که با ستونهای سنگی مشخص است . دور تا دور پایه ستونها دریچه کولرها باز می شود که خود کولرها در بیرون شهر واقع است و از طریق کانال زیر زمینی به اینجا می رسد تا گرمای حاصله مردم را اذیت نکند. توسعه حرم از قسمت شمالی است تا هنگام نماز ، ضریح پیامبر در جلو و گوشه قرار گیرد.بین قسمتهای زمان سعودی دو حیاط قرار دارد که با چتر پوشیده شده اند و قابل باز شدن و بسته شدن هستند.

در ارتفاع 2 متری پیرامون تمامی ستونها 4 ردیف قرآن قرار دارد. همچنین در کنار تمامی ستونها جا کفشی با شماره قرار دارد. هر چند متر کلمن های آب سرد با ستونهای لیوان یکبار مصرف و ستونی برای لیوانهای مصرف شده و تشتک برای جلوگیری از خیس شدن محل قرار دارد. گوشه و کنار زوار سنّی قرآن می خوانند یا خوابیده اند (چون با خوابیدن وضوشان باطل نمی شود ).

در گوشه جنوب غربی ضریح ، محراب پیامبر و به فاصله چند متری آن ، منبر پیامبر قرار دارد که همیشه مملو از جمعیت است و مردم قرآن می خوانند.

مردم روزی 5 مرتبه نماز می خوانند و مغازه دار ها هم مجبورند هنگام نماز ، تعطیل کنند . حتی در اورژانس بیمارستان الانصار مدینه هم موقع نماز بیماران را رها می کنند و به نماز جماعت می پردازند. پلیس راهنمایی و رانندگی هم محل کار را ترک می کند و به نماز می رود و موقع نماز بیشتر کارگران پاکستانی در خیابان هستند.

هنگام نماز هم اهل تسنن راحت هستند و هر کجا شد به نماز جماعت می ایستند و اصلاً مهم نیست که صفوف نماز به هم وصل است یا نه؟ مهر هم که ندارند و روی فرش سجده می کنند . ما نمازمان را 2 مرتبه می خوانیم : یکبار در حرم پیامبر در کنار برادران اهل سنت و یکبار در هتل اعاده می کنیم.قبل از موقع نماز مردم به سمت حرم حرکت می کنند .

اگر مدینه در ایران بود : صندوقهای کمک مردمی در گوشه و کنار بود؛ تعداد زیادی معلول و بیمار برای شفا آمده بودند؛ به علت چسبیدن مردم به ضریح و هجوم بقیه برای بوسیدن ضریح ، هر روزه چند نفر در زیر دست و پا له می شدند.خانه های عفاف هم رونق داشت.( اهل سنت صیغه را حرام می دانند)

شهر مدینه در حال پوست اندازی است . زائرسراهای 3 طبقه قدیمی که دیگر جوابگوی تعداد زوار نیستند تخریب می شوند و جای خود را به آپارتمان های 15 طبقه بتونی می دهند که طبقات زیر زمین و همکف تجاری و طبقات بالایی به صورت سوئیت در اختیار زوار قرار می گیرد. یک بلوار به صورت کمربند منطقه مرکزی شهر را در بر گرفته است  که تا حرم 3-5 آپارتمان فاصله دارد.ارتفاع ساختمانهای جدید که به سرعت در حال گسترش هستند از مسجد النبی بیشتر است . حدود 15-20 جرثقیل بلند در محل ساخت بناهای جدید وجود دارد که کارگران اکثراً پاکستانی هستند و نمای بیرونی ساختمانها از سنگ گرانیت است و تمامی آنها اثری از حجاز قدیم ( مانند آنچه در فیلم محمد رسول الله یا روز واقعه دیده ام ) دارند .

تلویزیون هتل کانالهای 2 و 3 و 5 (تهران) از ایران و کانالهای شبکه العربیه، mbc و شبکه کودکان عربستان را نشان می دهد که شبکه کودکان 24 ساعته برنامه کودک پخش می کند.شبکه العربیه این چند روزه تمام برنامه هایش را به هجوم اسرائیل به لبنان اختصاص داده است ولی شبکه mbc بیشتر ضد فرهنگی است. یک شبکه دیگر هم دارد که شئونات اسلامی را رعایت میکند.

روز یکشنبه ، پسر خاله ام را که با یک پرواز به مدینه رفته بودیم دیدم و او مقداری پول به من قرض داد.(1000 ریال سعودی )  همچنین پسرخاله دیگرم را که تازه به مدینه رسیده بود در مسجد النبی دیدم و گفت که در هتل کَرَم هستند.

قیمت اجناس : یک CD player   در اینجا 400 ریال معادل یکصد هزار تومان است که در ایران خیلی ارزان تر است. یک گوشی موبایل نوکیا 1100 در اینجا به قیمت 40000 تومان خریدم  و با خرید یک موبایلی 75 ریالی از نظر تماس گرفتن راحت شدم. بعضی مغازه ها حراج پوشاک 10 ریالی هستند و ایرانیها بیشتر از اینها خرید می کنند.پیراهن مردانه از 2000 تومان تا 5000 تومان است. فروشندگان افغانی برای فروش اجناس به ایرانیها انتخاب شده اند . هر واحد پول اردن معادل 5 ریال سعودی است و اردنی ها راحت خرید می کنند.(جالب است که نفت هم ندارند ). اکثر مغازه ها این چند نوع بیشتر نیستند: لباس فروشی ، زرگری، پارچه فروشی، اسباب بازی فروشی، پتو  و حوله فروشی، تسبیح فروشی و یا معجونی از اینها. فروشگاه بن داود در زیرزمین هتل طیبه همه چیز دارد ولی قیمتهایش گران است .(شبیه فروشگاههای زنجیره ای رفاه یا قدس است)

به قول دکتر سخایی منش ، ماشینهایی که هر کس در ایران داشته باشد ، عینک دودی مزند و با کلی باد به غبغب انداختن رانندگی می کند در اینجا تاکسی است.

خرید کردن دکتر....... تماشایی است :او قصد خرید کیف دستی برای خانمش را دارد، با کلی اشتیاق وارد مغازه می شود و با دیدن کیف به به و چه چه می کند ولی آخرش هم نمی خرد و به قول خودش پرش را نمی گیرد. وقتی از جنسی تعریف می کند انگار او از همه قیمتها در ایران خبر دارد و کلیه اجناس را می شناسد ولی وقتی می خواهد انتخاب کند باید من بپسندم. پس از اینهمه جنس دیدن بالاخره یک کیف خریده است که وقتی پس از خرید، نظر مرا پرسید من هم ضد حال زدم و گفتم من نمی پسندم  .

و اما درمانگاه شُرفه : قسمتی از طبقه همکف ساختمان بعثه رهبری را جدا کرده اند و به عنوان درمانگاه استفاده می کنند و این در حالی است که چند درمانگاه در سطح شهر دارند که در موقع حج تمتع استفاده می کنند. از نظر جا خیلی کوچک است. اصلاً به درمانگاه نمی خورد. شیفتهای 8 ساعته که پشت سر هم بیمار می آید و پزشک باید با کمترین قلم دارویی و کمترین تعداد ،نسخه بنویسد. اکثراً از درد زانو و کمر می نالند و می خواهند حداکثر استفاده را از حضورشان در عربستان ببرند. چه بسا افرادی که دیسک کمر دارند و وقتی توصیه به استراحت می کنیم قبول نمی کنند. چه بسیار پیرزنهایی که از درد زانو آرام و قرار ندارند ولی می خواهند پا به پای جوانها اعمال را انجام دهند. درصدی هم به سرماخوردگی و یا مسمومیت غذایی مبتلا هستند. درصد بالایی از زنان برای پیشگیری از پریود مراجعه می کنند . آزمایشگاه و رادیولوژی که نداریم . چند قلم دارو از ایران به صورت قاچاق ( داخل کیف پزشکان) وارد عربستان می کنند. تمامی زوار هم بیمه سلامت هستند. به ما توصیه کرده اند که نسخه دست بیمار ندهیم که به داروخانه سطح شهر مراجعه کند. یک بار یک آخوند نسخه را به داروخانه بیرون می برد و پس از خرید دارو به درمانگاه شرفه مراجعه می کند و درخواست پول دارو را می کند (چون بیمه  شده است). اگر بخواهیم آمپول بنویسیم یک آمپول و اگر قرص بنویسیم 10 عدد قرص باید بنویسیم (مگر اینکه سفارش شده باشد که حساب فرق می کند).

بیمارانی که احتیاج به بستری داشته باشند توسط پزشک رابط ، به بیمارستان الانصار مدینه معرفی می شوند و توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل می شوند و اگر فوت کنند در همینجا دفن می شوند. چند شیفت یک در میان داشته ام و به قول آذری ها: ددم یانده!

زنان در اینجا صورت هایشان پوشیده است و نعمتی است که نصیب ما شده است چون از بس زشت و سیاه هستند نمی شود نگاهشان کرد. امروز که از درمانگاه بر میگشتم صدایی از پست سر شنیدم که چیزی گفت. نفهمیدم چی گفت ولی وقتی کمی دورتر شدم ، برگشتم دیدم زنی با صورت پوشیده است که کنار ستون هتل ایستاده است و به هر مردی که رد می شود جمله ای می گوید . خواستم بمانم و از کار او سر در بیاورم ولی حال نداشتم و رفتم. وقتی وارد اتاق شدم روی تخت ولو شدم و پس از 2 ساعت بیدار شدم .

عصر برای پیدا کردن کافی نت بیرون زدم از پذیرش هتل سراغ گرفتم و آدرس ساختمان داودیه را داد ، سراغ به سراغ آنجا را پیدا کردم ولی قبل از نماز رسیدم .همه را بیرون کردو تعطیل کرد لذا پس از نماز مراجعه کردم.

ساعت کار کافی نت از 9 صبح تا 12 نیمه شب بود . ساعتی 10 ریال و حد اقل مدت استفاده نیم ساعت ( 5 ریال) بود. کارت اینترنت هم داشت ولی چون هتل خط تلفن آزاد نمی داد نمی شد استفاده کرد. برای استفاده از کافی نت ، بلیط می داد که روی آن username & password و مدت استفاده و قیمت نوشته شده بود. سراغ کامپیوتر که رفتم screen saver  بود و پس از کلیک ، نام و کلمه عبور می خواست تا باز شود. 5 دقیقه انتهایی مدت بلیط هم هر دقیقه اعلام می کرد و پس از اتمام مدت بلیط ، دوباره log on و غیر قابل استفاده می شد.3 قسمت اول خاطراتم را که از قبل نوشته بودم و روی دوربین دیجیتالی کپی کرده بودم آپ کردم و امشب قسمت چهارم را می نویسم تا فردا آپ کنم (فردا شب شیفت هستم) . دکتر ذاکری برای اتصال به اینترنت به هتل هیلتون رفته بود و برای 40 دقیقه اتصال، 25 ریال معادل بیش از 6000 تومان سرکیسه شده بود. به دکتر ..... هم خبر داده اند که خواهرزاده اش تومور مغزی دارد و حالش گرفته است. دکتر وریجی هم التماس دعا دارد که به جای او به ساسکو بروم . قرار است روز پنج شنبه نفری یک جزء قرآن بخوانیم تا دسته جمعی یک ختم قرآن خوانده باشیم.

اعتیاد در عربستان جرم است و معتاد اعدام می شود .زائرانی که معتاد هستند در اینجا مشکل دارند، برای دریافت داروهای مخدر مراجعه می کنند و با هزار التماس و دروغ و کلک تعداد کمی قرص کدئین می گیرند. یک بیمار معتاد که نیاز به بستری داشته است در برگه اعزام ، پزشک از روی سهل انگاری نوشته :Addict در بیمارستان از ترس اعدام با رضایت شخصی فرار کرده بود. در مورد سیگار هم سخت می گیرند به طوریکه در حرم کسی حق سیگار کشیدن ندارد، تبلیغات وسیعی هم در اطراف حرم بر علیه سیگار شده است و بعید نیست که به زودی آن هم کلاً ممنوع شود.  

یک گروه از پزشکان هم دیروز آمده اند که قرار است فردا صبح برای زیارت دیگر جاهای مدینه ، دسته جمعی بروند و سپس برای طبابت به مکه بروند.

 

قرین تنهایی من عبدالباسط است که با تلاوتهای دلنشینش به من آرامش می دهد. روحش شاد.

 

   + mohammad - ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٥