ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

 

باسمه تعالی

خجالت و کم رویی

مقدمه

شاید شما نیز تاکنون افرادی را دیده باشید که از حضور در میان جمع هراسان می شوند و یا در هنگام صحبت با اشخاص غریبه سرخ شده ، به شدت عرق می کنند . گاهی نیز به لکنت زبان دچار می شوند. آیا می دانید علت این گونه رفتار چیست؟ آنها که گرفتار کمرویی هستند به خوبی می دانند که هیچ چیز ناراحت کننده تر از آن نیست که شخص دچار خجالت شود ، اصلا" کمرویی چیست و چرا بعضی از افراد خجالتی هستند و بعضی نه؟

تعریف

کمرویی حالتی عاطفی و هیجانی است که در ارتباطات شخص با دیگران متجلی می شود به عبارت دیگر کمرویی یک مشکل روانی است که به طور موقت یا دائم گریبانگیر انسان می شود.

ویژگی های فرد خجالتی

à    معمولا" در مجامع شرکت ندارد.

à    با کمتر کسی دوست می شود

à    قادر به تصمیم گیری نیست

à    قدرت تمرکز روی یک موضوع را ندارد.

à    دلواپس و مضطرب است.

à    می ترسد که مورد تمسخر دیگران قرار گیرد یا کانون توجه آنان باشد و از قضاوت ناعادلانه آنان شرمگین شود

به این ترتیب می توان گفت هسته مرکزی کمرویی و خجالت احساس حقارت است

اثرات خجالت

سرخ شدن صورت ، تعریق ، از دست دادن کنترل رفتار ، دست پاچگی ، لکنت زبان ، حرکات تکراری و یکنواخت از علائم کمرویی می باشد . فرد کمرو از نگاه کردن در چشم دیگران ( زل زدن) عاجز است . بسیاری از افراد خجالتی را سراغ داریم که دائما" در وحشت هستند که مبادا در معرض دید دیگران قرار گیرند و معمولا" گوشه ای خلوت را برای خود انتخاب می کنند.

ریشه های خجالت  و کمرویی:

به عقیده بعضی روانشناسان ، خجالتی بودن دو ریشه اساسی دارد:

  1. اصولا" افرادی که از کودکی مورد توجه و محبت قرار گیرند در بزرگسالی خجالتی نمی شوند. محبت موجب می شود که فرد احساس ایمنی کند و ایمنی در واقع چیزی است که کودک بدون آن قادر به ادامه حیات نیست. منظور از ایمنی این است که کودک بفهمد که اطرافیان حامی او هستند و نمی گذارند آسیبی به او برسد . اگر یک کودک یا نوجوان احساس کند که محبت اطرافیان نسبت به او کاهش یا فته  دست پاچه شده و به هر قیمتی به فکر جلب توجه می افتد تا اینکه متقاعد شود که هنوز می تواند مفید و مورد پسند دیگران باشد.

نکته دیگر این  که ممکن است در نخستین سال زندگی ضربه ای روانی به شخصیت وی وارد آمده باشد و در نتیجه همان حادثه موجب خجالتی بودن وی شود. مقصود این است که ممکن است در گذشته با اوضاع و احوال ناگواری روبرو شده باشد که برای حفظ و بقای خود از ماجرا فرار کرده و شخصیت حقیقی خود را پنهان نموده باشد و رفتاری ساختگی و تصنعی را پیشه خود سازد. این امر نشان دهنده آن است که فرد خجالتی رفتار خود را با گفته های دیگران می سنجد نه با ملاک و معیارهای واقعی. بنابر این سعی می کند رفتارش مطابق خواسته و میل آنان باشد

  1. همچنین والدینی که خود کمرو باشند فرزندانشان اینگونه اند و نیز والدینی که فرزندان خود را در دوران کودکی تحت مراقبت های شدید و افراطی قرار می دهند خواسته ها و امیال او را سرکوب می کنند و هرگونه ابراز آزادی وی را محکوم کرده و رد حال اختناق نگهش می دارند در این سرنوشت مقصرند.

 همچنین سرزنشها و تحقیر بسیار فرزند، مقایسه او با کسانی که با او قدرت رقابت ندارد ،  ایجاد ترس در او به گونه ای که نتواند حرف خود را بزند ، به رخ کشیدن ضعفها و نارسائی ها و نقایص جسمانی موثرند.

چگونه باید بر کمرویی غلبه کرد؟

یکی از بهترین شیوه های حذف یا کاهش کمرویی درک این نکته است که هر فرد همچون دیگران برای خود کسی است و لازمه این امر ، داشتن اعتماد به نفس است. برای این کار بهتر است فرد خود را به سبب کارهای شایسته ای که انجام می دهد تشویق کند . آدم کمرو کسی است که بیش از اندازه به شکست خود فکر می کند . بنابر این بهتر است به جای اینکه خاطره شکست ها را در حافظه انبار کند پیروزی هایش را در نظر آورد.

راه دیگر این که باید از شکست ها به نحو مثبتی استفاده کرد و شکست را در واقع وسیله ای برای تحکیم شخصیت و منش خود تلقی کرد. از سوی دیگر لازم است این احساس در فرد زنده شود که محبوب دیگران است زیرا در این صورت فرد به تدریج می تواند خود را دوست داشته باشد و خویش را گرامی سازد از قید و بند ترس و وحشت رسته ، به مدد تمرین در حشر و نشر با دیگران می تواند مهارتهای اجتماعی خود را بازیابد

سخنی با والدین:

به والدینی که فرزند خجالتی دارند راههایی جهت اصلاح پیشنهاد می شود:

ü   آگاه کردن: مقصود مطلع ساختن وی از وضع و حالتی است که دارد. روشن ساختن این مسئله که او ناگزیر است در آینده ای نه چندان دور وارد اجتماع شود و با مردم مراوده و معاشرت داشته باشد و این با وضع کنونی وی سازگار نیست.

ü   ارائه الگو: منظور دادن سرمشق یا شیوه ای است که بتواند راهنمای وی باشد و نشان دهد که رفتار درست و نادرست کدام است. چه حیایی عاقلانه و چه حیایی احمقانه است .

ü      پذیرش او: آنها را به همان شرایطی که دارند بپذیرند . هرگز او را سرزنش نکنند .

ü   جرات دادن به وی: به فرزندان خود ، میدان دهید تا در آن خود را نشان دهند . حرف خود را بزنند . گزارش کارهای خود را بیان کنند و در برنامه های گفتگو شرکت کنند.

ü   ایجاد اعتماد به نفس در او: به فرزندان خود کاری بسپارید که اطمینان دارید از عهده انجامش بر می اید و او را تشویق کنید تا به خود اعتماد کند.

ü      ایجاد زمینه های مباشرت: فرزندان خود را با خود همراه کنید و در مجامع و جلسات به همراه ببرید.

ü   ایجاد زمینه مناسب: در مواردی زمینه را به گونه ای فراهم آورید که او به حرف آید . سخن خود را بگوید خاطرش را مطمئن کنید که آبروی او نخواهد رفت و کسی از وی ایرادی نخواهد گرفت.

ü   تغییر در محیط: گاهی ضروری است ترتیبی بدهید تا محیطش عوض شود مثلا" به مدرسه دیگری برود .در کلاس دیگری بنشیند و در محیط جدید با افراد جدید انس و الفت پیدا کند.

عوامل تشدید کننده کمرویی:

ý  ترحم: هرگز از بابت خجالتی بودن برای فرزندان خود دلسوزی نکنید این امر روحیه آنان را تضعیف نموده و وضع آنها را بدتر می کند.

ý  تمسخر و تحقیر: اگر بنا شود که در برابر ناشی گریهای وی مسخره اش کنید باعث افزایش کمرویی وی خواهید شد

ý  به رخ کشیدن نقص او: نوجوانان و جوانان نسبت به خود و وضع خود حساسیت دارند. اگر نقص عضو دارند می خواهند از نظر دیگران مخفی بماند. این خطاست که پدر و مادری در موقع سرزنش او، نقص جسمانی او را که گاها" در پدید آوردنش نقشی نداشته به رخش بکشند.

ý  مقایسه کردن او با دیگران: همه فرزندان شما و همه جوانان یک جامعه دارای یک نوع استعداد نیستند. مقایسه های بی ضابطه باعث تضعیف روحیه او می شود.

ý  جبر و تهدید: هرگز آنان را مجبور به معاشرت ، شرکت در جمع و ابراز وجود نکنید . زمینه را طوری فراهم کنید که او خود را نشان دهد و هرگز او را تهدید نکنید.

پایان

 

   + mohammad - ٥:۳۱ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٥