ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

ایجاد وبلاگ

به نام خدا

          اواخر دوره ی دانشجویی یعنی سال 75 و یا 76 کلاس کامپیوتر به صورت  اختیاری برای دانشجویان تشکیل گردید که من شرکت نکردم ولی یکی از هم اتاقی هایم که در کلاس شرکت کرده بود چند فرمان سیستم عامل DOS را یکبار برایم گفت ( نحوه ی ایجاد و حذف فایل یا دایرکتوری ، ورود و  خروج از فایل و دایرکتوری ) اینها تمام چیزی بود که از کامپیوتر می دانستم.

          بعد از اتمام دوره و شروع طرح نیروی  انسانی در زنجان، اولین حقوقم را طبق وعده ای که به مادرم داده بودم برایش ماشین لباسشویی خریدم. دومین حقوق را که گرفتم به مغازه فروش کامپیوتر در زنجان رفتم و وقتی پرسید : "چه مشخصاتی داشته باشد؟"  حیران مانده بودم که چه جواب دهم. او هم کوتاه نیامد وگفت: نداریم بفرما!

         پس از بازگشت به زادگاه ،‌ سراغ مهندس شالی در شرکت داده پردازی کاشان رفتم و یک کامپیوتر  486 خریدم . دستوراتی که یاد گرفته بودم امتحان کردم و به جاهای مختلف آن سرکشی کردم. چندین بار فایل  های لازم برای اجرای دستورات را حذف کردم و مزاحم مهندس شدم که بالاخره فایل های لازم را مخفی کرد تا دسترسی نداشته باشم. در بررسی فایل های مختلف وارد برنامه NC شدم و مقداری کار راحت تر شد. هر جا بلد نبودم گزینه Help را انتخاب می کردم و طبق آن جلو می رفتم . فایلی بود به نام Win که وقتی واردش شدم تعجب کردم: صفحه رنگی شد و کلمه ویندوز 3.1 خودنمایی کرد. حالا دیگر کار خیلی راحت شده بود. فایل Sea برای دیدن عکس ها را داشت و در زمینه صوتی هم پسوند Wav و در زمینه فیلم هم پسوند Avi را پشتیبانی می کرد با برنامه ویندوز مدیا پلیر کلاسیک. برای نقاشی هم برنامه Paint  به شکل  امروزی وجود داشت.

      پس از مدتی شنیدم که ورژن بالاتر کامپیوتر نیز آمده است . آن را به حاجی فروختم برای پسرش محمد و سیستم جدید راخریدم با سیستم عامل ویندوز 95 . این سیستم عامل به صورت همزمان برنامه ها را اجرا نمی کرد و فقط می توانست یک برنامه را اجرا نماید و احتیاجی به Shot Down هم نداشت.در اینجا برنامه Acd Sea و چند برنامه صوتی تصویری دیگر هم آمد.  آن کامپیوتر را هم سال بعد رد کردم و سیستمی با ویندوز 98 خریدم که می توانست چند برنامه را به صورت همزمان اجرا نماید و با برنامه های مختلف مثل اینترنت اکسپلورر و یاهو مسنجر و مجموعه آفیس آشنا شدم .

       اوقات فراغتم را در این برنامه ها غور می کردم و برای یاد گرفتن برنامه های کامپیوتر تاکنون کلاس نرفته ام. تایپ را هم از همان هم اتاقی یادگرفتم بدین صورت که او یک بار گفت برای تایپ با 10 انگشت باید دکمه ها را بین انگشتان تقسیم کرد و شکل صفحه کلید را کشید و دگمه های مختص هر انگشت را مشخص کرد. اوایل سال 82 اولین لپ تاپم را خریدم و وارد دنیای اینترنت شدم. آن موقع از ف ی ل ت ر خبری نبود. یک بار در چت روم (اتاق گفتگو) یک نفر مطلبی به انگلیسی نوشت که با WWW شروع می شد و به رنگ آبی درآمد. رویش که کلیک کردم صفحه وبلاگش باز شد و آن وقت  بود که با وبلاگ آشنا شدم . وبلاگی در پرشین بلاگ بود که هنوز آدرسش را دارم وگاهی به او سر می زنم . در بالای وبلاگ ، لینک پرشین بلاگ داشت که آن را دنبال کردم و اولین وبلاگم را ایجاد کردم . ابتدا مطالب آموزشی در مورد سلامت را در صفحه وبلاگ می گذاشتم و هدفم این بود که مطالب و جزواتی که در اختیار دارم همه بتوانند استفاده کنند . مدتی از خاطرات جبهه نوشتم . سپس دیوان صباحی بیدگلی را کم کم تایپ کردم و در وبلاگی دیگر گذاشتم. در اثر دلخوری که پیش آمد وبلاگ اولم را حذف کردم و پس از مدتی دوباره وبلاگ فعلی را ایجاد کردم که با فراز و نشیب هایی مواجه بوده است. معمولا وقتی موضوعی تلنگری بزند می نویسم مانند الان که مطلب وبلاگ "تحرک "تلنگری شد برای نگارش این سطور.  چندان هم در فکر افزایش بازدید کننده و راه های افزایش ان نبوده ام. از آنجا که همه افراد می توانند به مطالب دسترسی داشته باشند معمولا هنگام نوشتن حواسم را جمع می کنم. در مورد تبادل لینک  به صورت مشروط کار نمی کنم یعنی اصرار ندارم حتما کسی مرا لینک کند تا من هم او را لینک کنم. هستند وبلاگ هایی که لینک کرده ام ولی آنها لینک نکرده اند وبرعکس. تاکنون به پرشین بلاگ نیز وفادار مانده ام .

   + mohammad - ٢:٥٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٢