ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

بافت فرسوده

به نام خدا

            با پیشرفت علم و صنعت ، صنعت ساختمان سازی نیز پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته است و امروزه حتی در شهرهای کوچک و روستاها نیز از مصالح مقاوم برای ساخت بنا استفاده می شود . به مرور زمان رفته رفته از ساکنین ابنیه قدیمی کاسته می شود و به ساختمان های مقاوم افزوده می شود به نحوی که در اکثر شهرها شاهد دو بافت متفاوت هستیم: بافت قدیم و فرسوده و بافت جدید و مقاوم.

          خانه های خالی موجود در بافت قدیم متعلق به وارثان است واکثرا نیز با هم اختلاف دارند. نه حاضرند با هم کنار بیایند و نوسازی کنند و نه حاضرند دسته جمعی بفروشند و تقسیم کنند. در نتیجه خانه های خالی که مامن معتادین ، حیوانات ، حشرات و جوندگان شده مزاحم جمعیت اطراف شده و کوچه های باریک  موجود در بافت فرسوده مانع خدمات رسانی به معدود ساکنین به ویژه در هنگام بلایا و حوادث مثل آتش سوزی ، سقوط آوار و حتی بیماری معدود ساکنین می گردد.

       حداقل دو سازمان درگیر بافت فرسوده می باشند: سازمان میراث فرهنگی و سازمان احیای بافت فرسوده ی شهرداری ها که هر دو سعی بر حفظ و ترمیم بافت فرسوده دارند ولی این کار مستلزم صرف هزینه های هنگفتی است که در حد و توان این سازمان ها نیست .

       به نظر من بهتر است برای حفظ  آثار باستانی از یک طرف و حفظ جان مردم از طرف دیگر ، قسمت کمی از بافت فرسوده که کاملا خالی از سکنه می باشد به عنوان میراث فرهنگی محصور و حفظ شود و مالکین بقیه نواحی که کمی سکنه نیز دارد مجاز باشند با تخریب مخروبه ها طبق ضوابط و نقشه های شهرداری اقدام به ساخت بناهای جدید و مقاوم نمایند.

       در حال حاضر پس از وقوع زلزله و اعلام تلفات و خسارات ، چند روزی به فکر بازسازی خانه های قدیمی هستیم و فقط صحبت از تخریب و بازسازی می شود ولی بعد یا فراموش می شود یا برای اجرا به موانعی سخت مثل  میراث فرهنگی ، اداره ثبت املاک ، اداره ثبت احوال ، اداره دارایی  و .....  برخورد می کنیم .

   + mohammad - ۸:٢٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۱