ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

اتباع خارجی در شهر ما

به نام خدا

         قبل از وقوع انقلاب اسلامی ، اکراد مخالف رژیم یعث عراق ( طرفداران ملامصطفی بارزانی )که از عراق اخراج شده بودند وارد ایران شدند و چند نفری هم به این شهر وارد شدند. پس از انقلاب نیز سیل پناهندگان افغانی ، با مجوز و بدون مجوز ، همراه با خانواده یا مجردی ، وارد شدند . پناهندگانی که بیشتر به کارهای سخت و طاقت فرسا مانند کارگری و کار در کوره های آجرپزی مشغول شدند و در ابتدا حاضر بودند برای پول حتی یکدیگر را نیز بکشند .تعداد کمی از آنان با ایرانی ها ازدواج کردند .

     پس از شروع جنگ نیز شیعیان مخالف عراق ، به صورت فرار یا اخراج از عراق وارد شدند . آنها مردانی بودند که با جاگذاشتن چندین سر عائله قصد جنگیدن با دولت عراق داشتند و در تشکیلات مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و شاخه نظامی آن ( سپاه بدر ) در جبهه های نبرد با ارتش عراق می جنگیدند. کشته های آنان به عنوان شهید و مجروحین نیز به عنوان جانباز شناخته می شدند و از دولت ایران مستمری می گرفتند و میگیرند. این افراد که جایی برای اسکان نداشتند با دخترهای ایرانی ازدواج کردند و وارد خانه های مردم شدند. این در حالی بود که مخالفین فراری دولت ایران که در خدمت صدام بودند در اردوگاه زندگی می کردند و حق تردد در عراق را نداشتند.

      با گذشت زمان و اتمام جنگ ایران و عراق و تصرف عراق توسط نیروهای آمریکایی و غربی وضعیت تغییر کرد. عراقی های مقیم ایران به عراق بازگشتند تعدادی از همسران و فرزندان نیز همراه شوهران عراقی به عراق رفتند و برخی نیز وضع آنجا را تحمل نکرده و برگشتند. افاغنه نیز وضع مالیشان بهتر شد و در داخل شهر خانه اجاره کردند و مردم نیز خوشحال از اجاره دادن خانه های قدیمی از آنان استقبال کردند ولی آیا  پناهندگان افغانی در بین ایرانی ها باشند بهتر است یا جدا و در اردوگاه؟

- از نظر بهداشتی: بسیاری از بیماری های مسری با پوشش واکسیناسیون بالا ، کاهش چشمگیر یافته و در برخی موارد نزدیک به ریشه کنی است ولی در پناهندگان افغان به ویژه کسانی که بدون مجوز وارد شده اند قرنطینه و واکسیناسیون انجام نشده و احتمال بروز این بیماری ها در بین جمعیت ایرانی را نیز افزایش می دهد.   

- از نظر درمانی: پناهندگانی که کارت اقامت دریافت داشته اند با حمایت کمیساریای عالی پناهندگان از خدمات بیمه و حتی بیمه تکمیلی نیز بهره مند شده اند ولی کسانی که بدون مجوز وارد شده اند و نیازمند خدمات اورژانس هستند را نمی توان به حال خود رها کرد. معمولا پولی هم برای هزینه درمان ندارند و معضل اقتصادی روی دوش سیستم درمان کشور می گذارند. در موارد بسیاری دیده شده که زن افغانی به دلیل نداشتن بضاعت مالی حاضر به بستری در بیمارستان و زایمان در آنجا را ندارد که علاوه بر تلفان انسانی و یتیم شدن تعدادی بچه قد و نیم قد ، آمار مرگ و میر مادران را نیز بالا می برند.

- از نظر اجتماعی: افغانستان نیز دارای قبایل و طوایف گوناگون با آداب و رسوم مختلف است که معمولا شیعیان به مناطق ما می آیند ولی در بسیاری از شهرها پناهندگان مجرد که معمولا چند نفر با هم در یک خانه زندگی می کنند باعث بروز مشکلاتی برای اهالی شده و پس از رانده شدن به کاشان و اطراف آن آمده اند. تعدادی افغانی معتاد دیده ام که با وجود تولید فراوان تریاک در افغانستان در ایران معتاد شده اند. از مشکلات ازدواج آنان با دختران ایرانی تولد کودکان بی وطن است . کودکانی که نه شناسنامه عراقی یا افغانی دارند و نه شناسنامه ایرانی. در صورتی که ازدواج مادر آنها با غیرایرانی در دفتر اتباع خارجی ثبت شده باشد و به سن 18 سالگی رسیده باشند می توانند درخواست تابعیت دولت ایران را داشته باشند تا در صورت پذیرش ، تابعه ایران شناخته شوند.

- از نظر اطلاعاتی – امنیتی: با توجه به زندگی آنان در بین مردم و مشکلات مالی، طعمه خوبی برای جاسوسی هستند.

- از نظر اقتصادی: بیشتر کارگران افغانی در کوره پز خانه ها، دامداری ها ، مرغداری ها و مزارع و کارگاه های ساختمان سازی کار می کنند . در صنایع کمتر به کار گرفته شده اند.

- از نظر فرهنگی: بیشتر از فرهنگ ما تاثیر پذیرفته اند تا تاثیرگذار باشند.

با توجه به مسائل بالا به نظر می رسد اگر پناهندگان افغان به صورت اردوگاه در اطراف شهر زندگی کنند از برخی جهات هم به نفع مردم بومی و هم به نفع خودشان باشد. ضمن اینکه نظارت بیشتر از نظر ورود افراد بدون مجوز و خدمات بهتری از نظر کمک های بشردوستانه ، آموزش و پرورش ، بهداشت و درمان می توانند دریافت نمایند.

 

   + mohammad - ٧:٢٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٥ دی ۱۳٩۱