ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

عوارض اتوبان

به نام خدا

چند روز قبل برای کاری به ماموریت اصفهان رفتم . در راه راننده از ماجرایی سخن گفت که خیلی اسفناک و تامل برانگیز است:

           آقای ........ که دستگاه بافندگی را به یک مشتری یزدی فروخته بود پول آن را نقد دریافت کرده بود و از مسیر اتوبان به سمت خانه  حرکت می کرد تا فردا به تهران برود و دستگاهی دیگر بخرد.

           شب بود و حاجی در عقب ماشین خواب بود. راننده قبل از رسیدن به محل پرداخت عوارض  از محل خروج جاده خرمدشت گذشت. ترمز کرد و دنده عقب رفت تا از جاده خرمدشت به سمت کاشان برود که در این حین با یک تریلی تصادف کرد و ماشین آتش گرفت. حاجی بیدار شد ولی به علت گیر کردن پایش نتوانست پیاده شود. فریاد زد پایم را قطع کنید و مرا نجات دهید ولی ......

چند روز بعد خاکسترش تشییع شد. خدایش رحمت کناد.

   + mohammad - ۸:٤٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ دی ۱۳٩۱