ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

تنش زدایی

با نام و یاد خدا

             چند روزیست که سیاست تنش زدایی را در پیش گرفته ام. در برخی موارد که با دیگران اختلاف داشته ام سعی کرده ام در عین مُحِق (حق به جانب ) بودن ، گذشت کنم و من کوتاه بیایم بلکه رفع کدورت ها شود هر چند کسی که ضمیرش بیمار باشد گوشش به حرف حق ناشنوا خواهد بود. تاکنون در دو مورد موفق بوده ام و یک مورد ناموفق. مورد ناموفق مربوط به خانه مجاور اورژانس امام است که با وجود معذرت خواهی از حرف نزده ، باز هم حرف های قبلیش را تکرار کرد و من وقتی وضع را چنین دیدم ادامه ندادم. (قابل توجه آقای م ع : نقشه های اورژانس اماده شده و در اختیار نماینده خیّر قرار گرفته و پس از تایید خیّر ، اجرا خواهد شد )

           در روابط بین دیگران نیز سعی کرده ام مسائل مورد اختلافشان را حل و فصل نمایم به ویژه اختلاف های بین کشاورزان و مالکین پلاک 6 یا اختلافات بین وارثین که با توجه به اعتمادی که به حقیر دارند سعی و تلاشم بر حل اختلاف و اصلاح امور بوده است تا معضلات به دادگاه و شورای حل اختلاف نکشد ( ضمن آنکه در شورای حل اختلاف نیز هستم ).

           در شبکه نیز در چند ماه اخیر تنش هایی بوده که مانع از حرکت رو به جلو و در مسیر صحیح شبکه شده و تمام وقت ،انرژی و حوصله را به خود اختصاص داده است که در آنجا هم تمام تلاش خود را به کار بستم تا تنش ها کاسته شود . به قول همکارانم ضربه گیر  (مانند لاستیک بین قایق و اسکله ) هستم. 

         به راستی مگر ما چقدر فرصت داریم ؟ اگر زندگی دو روز است چرا با ناخوشی و اعصاب خوردی بگذرد؟ اگر دنیا مزرعه آخرت است چرا بذر محبت و گذشت نکاریم؟

در پایان شعری از دوست خوبم سعیدزاده بیدگلی (صهبا):

لب ما را برسان بر لب پیمانه صنم

تو بگو تا چه کنم با دل دیوانه صنم

   + mohammad - ٦:۳٧ ‎ق.ظ ; جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠