ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

سرپرست

به نام خدا

      این روزها خیلی سرم شلوغ شده چی فکر می کردیم و چی شد؟ قصد داشتم کارهایم را سبک کنم و به کارهای بیرون شبکه بیشتر برسم ولی وقایع جوری رقم خورد که کارم بیشتر شد.

      ابتدا به علت مشاجره مدیر مرکز بوعلی و یکی از کارکنان  مدیر مرکز استعفا داد و یکی از نیروهای قراردادی همان مرکز را به عنوان رابط انتخاب کردم.

    به علت بحث در بیمارستان و اعتراض جمعی از کارکنان دو نفر از پرستاران از آن مرکز به اورژانس امام منتقل شدند که در آنجا هم به علت وجود برخی مشکلات در روابط نیروها و مدیر مرکز - مدیر مرکز استعفا داد و تاکنون کسی انتخاب نشده است.

     به علت اختلاف بین ریاست بیمارستان و رئیس شبکه وقتی رئیس شبکه از رفتن خود مطمئن شد قبل از رفتن در اقدامی ضربتی رئیس بیمارستان را برکنار کرد و در نتیجه بار آنجا نیز به بنده اضافه شد.بیمارستانی که مدیر هم ندارد. من قبول نمی کردم ولی گفت چند روزی بیشتر نیست . ولی با آمدن رئیس جدید شبکه زمان ثابت ماند و کسی عزل و نصب نشد. از تمامی مسئولیت هایم استعفا دادم و چندین بار هم متذکر شدم ولی هنوز زمان لازم است تا رئیس جدید افراد را بشناسد و افراد جدیدی را معرفی نماید. علاوه بر آن استعلامها نیز زمانبر است.

     در شهرک نیز برای تهیه سند کار در اوج خود می باشد. انتقال سند یا نسق از کشاورزان و مالکین - سروکله زدن با شهرداری و ادارات مختلفی که یا کار را بلد نیستند یا هر روز قوانین جدید امانشان را بریده است و نحوه کار رانمی دانند یا برای مقاصد غیرقانونی کار را به تعویق می اندازند باعث شده که این روزها خیلی کم حوصله باشم و حتی به برخی تماس ها نیز پاسخ ندهم. چیزی که برای خودم نیز ناخوشایند است.

          برای کار آزاد تصمیم دارم مرکز ترک اعتیاد راه اندازی کنم. درخواست داده ام و حالا باید روانشناس و پرستار معرفی کنم. دوره آموزشی آن را به مدت 2 هفته در اصفهان گذراندم.

     

   + mohammad - ٩:٠٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٠