ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

سهمیه مدیران و سهمیه مناطق

به نام خدا

ابتدا از دوستانی که لطف کردند و نظر دادند بابت تاخیر در تایید نظرات پوزش می طلبم چون فراموش کردم که نشان دادن نظرات را منوط به تایید کرده ام. شهادت حضرت امیر المومنین علی(ع) را نیز تسلیت می گویم.

در پست قبل راجع به سهمیه رزمندگان ( کنکور سراسری) قلمفرسایی شد و در این پست قصد دارم در مورد سهمیه مدیران ( آزمون دستیاری) چند سطری بنگارم. لازم به ذکر است که قصد تایید یا رد سهمیه بندی را ندارم :

 با توجه به موقعیت پزشکان عمومی (که معلول علت های مختلف می باشد ) تقریباً‌ تمامی پزشکان عمومی از وضعیت فعلی ناراضیند و قصد دارند در صورت امکان ادامه تحصیل داده و در دوره ی دستیاری پذیرفته شوند. در این اوضاع و احوال ،‌ پزشکان عمومی آزاد در کنار کار آزاد و مطب ،‌ در کلاس های تقویتی شرکت می کنند و خود را برای امتحان آماده می کنند ولی پزشکانی که در  استخدام دولت هستند برای شرکت در این کلاس ها یا باید قید  مطب را بزنند یا مانند بسیاری از پزشکان استخدامی ،‌ ماه ها مرخصی گرفته و خود را برای امتحان آماده کنند.

در این شرایط پزشکانی که مدیریت قسمتی را قبول کرده اند به دلیل "تمام وقت بودن" امکان آمادگی شرکت در آزمون را ندارند. در نتیجه از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند . همچنانکه هم اکنون چند پست مدیریتی سراغ دارم که خالی است و شخصی که بار مسئولیت را قبول کند فعلاً‌ نیست.

برای رفع مشکل فوق چاره چیست؟ یکی از ساده ترین راه ها ( البته نه بهترین ) قراردادن سهمیه برای مدیران در نظر گرفته شده است تا  تمام وقت بودن مدیران و نداشتن فرصت برای آمادگی تا حدودی جبران شود و از سوی دیگر امتیازی باشد برای افراد تا از زیر مسئولیت شانه خالی نکنند. ولی از طرف دیگر ماموریت آموزشی حذف شده است که این دو با هم منافات دارد. نمی دانم نتیجه چه خواهد شد یعنی کسی که باید حداقل چهار سال ادامه تحصیل دهد و فقط دو سال می تواند مرخصی بدون حقوق بگیرد و ماموریت آموزشی هم نگیرد چگونه می تواند ادامه تحصیل دهد.

بُعد دانشگاهیش را بهتر از من می دانید ولی اکثراً سنی از آنها گذشته و حال و حوصله ی ادامه تحصیل را هم ندارند و شرایط خانوادگیشان نیز اجازه نمی دهد مانند کسانی که تازه فارغ التحصیل شده اند بتوانند درس بخوانند.

به هر حال این سهمیه را قرار داده اند در صورتی که می شد از راه های دیگر جبران کرد مثلا یکی از انگیزه های آنان برای ادامه تحصیل ،‌ ارتقا در پست های بالاتر که پزشکان عمومی شرایط احرازش را ندارند می باشد که می توان شرایط احراز آنها را تغییر داد و این همه فرصت و هزینه را خرج نکرد.

نکته ی دیگری را که باید در نظر داشت این است که کشور ما به محل آموزش افراد برای کشورهای دیگر تبدیل شده است حال اگر تمام سهمیه ها برداشته شود و فقط دانشجویان آزاد وارد دانشگاه شوند فرار نخبگان بیشتر می شود . مثالی می زنم: در شهر حدود ۵۵٠٠٠ نفری ما حدود ۲۰ نفر پزشک عمومی فعالیت می کنند که تقریباً همه از طریق سهمیه وارد دانشگاه شده اند حال اگر سهمیه نبود کدام پزشک عمومی حاضر بود از تهران به اینجا بیاید ؟ همچنانکه هم اکنون بسیاری از شهرستان ها از کمبود پزشک متخصص رنج می برند ولی پزشکان حاضر نیستند از تهران خارج شوند. از یکطرف شهرستان ها اعلام می کنند که به فلان تخصص نیاز داریم ( سال گذشته در شهر ما به دلیل نبود متخصص بیهوشی، نزدیک بود اتاق عمل دو بیمارستان تعطیل شود) و از سوی دیگر متخصصین در تهران تجمع کرده اند و بیماران باید به تهران بروند نتیجه این می شود که نماینده ی مردم فلان شهر در مجلس ،‌ با کاهش ظرفیت پذیرش دانشجو مخالفت می کند ولی از سوی دیگر اعلام می شود که چه تعداد پزشک بیکار داریم یعنی مشکل ما توزیع نامناسب پزشک است که خود علل متفاوتی دارد ولی پذیرفته شدگان سهمیه مناطق ، بیشتر در شهر خود می مانند . اگر شرایط برای کار نامناسب باشد و امکان کار و زندگی در کشورهای دیگر باشد افراد تحصیل کرده به خارج می روند . همیشه جهت کوج از جای کوچک به جای بزرگ است . همه دنبال پیشرفت هستند و پیشرفت را در جاهای بزرگتر و کشورهای پیشرفته تر  جستجو می کنند.

 

  

 

   + mohammad - ٩:۱٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٧