ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

موتور سیکلت

به نام خدا

سال گذشته برای شرکت در گردهمایی به تهران رفته بودم . ساعت ٢ بعد از نیمه شب می خواستم از چهار راه پارک وی به میدان جمهوری بروم. یک خودرو مرا تا سه راه مدیریت آورد ولی آنجا که بودم خیلی منتظر ماندم تا خودروی توقف کند. در این مدت که منتظر بودم دیدم موتورسواران بدون کلاه ایمنی و حتی بدون نور جلو و چراغ خطر عقب در حال تردد هستند. با خود فکر کردم حال که وقت من اینجا تلف می شود لااقل آماری از موتورسواران بدون چراغ داشته باشم.

تا زمانی که یک ماشین توقف کرد ١٠ موتور سیکلت از روی پل گذشتند و به بزرگراه چمران آمدند که چهار موتور اصلا هیچ چراغی نداشتند .

سوال من این است که این افراد چه چیزی را می خواهند ثابت کنند؟ می خواهند بگویند که ما اینقدر زرنگیم که بدون چراغ هم می توانیم رانندگی کنیم؟ می خواهند برتریشان و هنرشان را به رخ دیگران بکشند؟ شخصیت ضد اجتماع دارند؟ این قانون گریزی و قانون ستیزی برای چیست که در همه جا گریبان گیر مردم ماست؟

فکر می کنم تفاوت عمده ی ما با کشورهای پیشرفته و یا در حال توسعه ،‌همین قانون گریزی است. ‌ قانون را دور زدن،‌دنبال سوء استفاده از قانون بودن ، خود را برتر از قانون دانستن ،‌ قانونگذار را احمق فرض کردن ، قانون را فقط برای دیگران خواستن و ..... از علل عقب ماندگی ماست که روز به روز هم بدتر می شود.

جالب است که  دم از تمدن می زنیم ولی اصول اولیه شهرنشینی که احترام به قانون است را هنوز اکثر افراد جامعه اجرا نمی کنند. دم از مسلمانی می زنیم ولی وقتی پای صداقت و راستگویی به میان می آید .............. بگذریم. از کجا به کجا رسیدیم!!!

 

   + mohammad - ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٩ شهریور ۱۳۸٧