ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

خاطراتی از افراد کند ذهن

باسمه تعالي

امروز در جمع  دوستان ؛ خاطراتي از افراد كند ذهن مشهور شهر تعريف شد كه شنيدن آنها خالي از لطف نيست:

1-   در مراسم عزاداري در دهه اول محرم ؛ هنگامي كه مردم پس از خاموشي چراغ ها ؛ در حال و هواي عزاداري بودند يك نفر از افراد كند ذهن با صداي بلند فرياد زد: براي سلامتي حضرت ابوالفضل صد تا صلوات !

2-     در مراسم ختم ؛ يكي از اين افراد  زياد بي تابي مي كند. فرد كناري او مي پرسد: شما چه نسبتي با متوفي داريد؟

 جواب مي دهد: احتياج به دستشويي دارم............

3-     در جمعي كه تعدادي از روحانيون و مداحان سرشناس شهر حضور داشتند يكي از اين افراد به آقاي ......... (مداح) مي گويد : برايم دعا كنيد.

 مداح جواب مي دهد: آقاي ...... و ......  هستند از ايشان بخواهيد شما را دعا كنند.

 كند ذهن مي گويد: نه شما بايد دعا كنيد چون پدرم بيمار بود و شما دعا كرديد فردايش مرد.

   + mohammad - ۳:٤۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٦