ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

سوم خرداد

باسمه تعالی

امروز پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۶ در اداره حال و هوای دیگری حاکم بود. از یک طرف حال و هوای استقبال از ریاست جمهوری و از طرف دیگر هوای فتح خرمشهر . صبح زود جلسه تقسیم کار و توجیه مدیران واحدهای ستادی، درمانی ، خدماتی و ..... بود که تاکنون جلسات متعدد در فرمانداری و دانشگاه و .... تشکیل شده است.متاسفانه آمبولانس اسپرینتر ۱۱۵ ما هم به علت بی مبالاتی پرسنل از کار افتاده است . دو تن از نیروها کاری کرده اند که فکر نمی کنم در تمام جهان کسی این کار را انجام دهد. برای تمیز کردن آمبولانس ، با شیلنگ قسمت فرمان و کنترل دیجیتالی خودرو را آب گرفته اند و سپس آمبولانس را چند بار جلو و عقب برده اند که حسابی تمیز شود حالا آمبولانس که حداقل صد میلیون تومان قیمت دارد از کار افتاده است. روز قبل هم در حالی که تسمه ماشین پاره شده بوده حتی پس از رساندن بیمار و با وجود روشن بودن لامپ اخطار ، به رانندگی ادامه داده و موجب آسیب بیشتر آن شده اند. امروز مسئول نقلیه می خواست گریه کند . در همین جا از پرستار یا تکنسین اتاق عمل مرد  دعوت به همکاری می شود  تا در مرکز فوریت های پزشکی به خدمت بپردازد.

امروز تلفنچی اداره ، نوحه  ممد نبودی ببینی را از اسپیکرها پخش کرد و حال و هوای ۲۵ سال قبل را در اذهان زنده کرد.

قرار است روز شنبه دکتر احمدی نژاد و هیات همراه به شهر ما بیایند من نمی دانم چه کسی برنامه ریزی کرده است که صبح شنبه را در نطنز (شهر کوهستانی و سردسیر) و ظهر روز شنبه را در شهر آران و بیدگل (گرمسیر و نیمه بیابانی )و در ساعت ۱۵ هم در شهر کاشان با مردم دیدار دارد. امروز ظهر که به منزل می آمدم دیدم جز چند نفر کسی در کوچه و خیابان نبود باید دید روز شنبه چگونه خواهد بود؟

   + mohammad - ۱:۳٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٦