ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

تعطیلات آخر هفته

باسمه تعالی

حدود یک ماهی است که خودرو جدید را تحویل گرفته ام و روز جمعه قصد داشتم همراه خانواده مسافرتی کوتاه داشته باشم. به علت تقارن این ایام با  مراسم گلابگیری در قمصر ، مناطق کوهستانی کاشان شلوغ است و ظرفیت پذیرش این همه مسافر را ندارد. (تجربه سال قبل را داشتم). از طرفی دعوت دوستان قمی را هم داشتم لذا تصمیم گرفتم به قم بروم که هم زیارت و هم دیدار دوستان باشد.

ساعت 9 صبح به جمکران رسیدیم. به موبایل دکتر ناظم زاده زنگ زدم خاموش بود.به دکتر سخایی منش هم زنگ زدم و جواب داد که می خواهد به جلسه برود و تازه یک کار هم به من موکول کرد که در کاشان برایش انجام دهم.

البته قصد نداشتیم ناهار روی سر کسی خراب شویم و قصد ما فقط دیدار آنها بود .به هر جهت به مسجد رفتیم . مسجد جمکران نیز با آنهمه تبلیغی که هر جمعه از تلویزیون می شود گنجایش نداشت. صحن های جدیدی در دست احداث بود در داخل مسجد با خود فکر می کردم که اگر این خواب را یک اصفهانی می دید (چون اصل بنای این مسجد بر اساس یک خواب است تا آنجا که من می دانم) چقدر مسئله فرق می کرد. بگذریم

ساعت 10 صبح به پارکینگ کنار حرم حضرت معصومه (س) رسیدیم و پس از پارکینگ به سمت حرم رفتیم. هوا حسابی گرم بود . از بازارهای اطراف هم بازدید کردیم و بچه ها خیلی نق می زدند. ناهار را در سالن غذاخوری کنار حرم صرف کردیم و در حال بازگشت به سوی کاشان ، باز به دکتر ناظم زاده تماس گرفتم و این بار موفق شدم .

در منزل او پس ا زکمی استراحت و صحبت  در مورد کار و زندگی و پرس و جو از بچه های هم دوره ، از دیدار با دکتر جلالی و  ایمیل دکتر غفرانی خبر داد و این مقدمه ای شد بر یافتن گروه بچه ها ی هم دوره دانشگاه !

در این هفته که گروه را یافته ام متاسفانه خیلی سرم شلوغ بوده است . انشالله سر فرصت.  

   + mohammad - ٦:۱٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٦