ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

مدیریت زمان (1)

باسمه تعالی

تعريف مديريت

 مديريت عبارت است از فرايند انجام كارها به طور اثر بخش وكارامد به وسيله ديگران .-

 

- مدیریت فرایند بكارگيري موثر وكارامد منابع انساني بر مبناي يك نظام ارزشي پذيرفته شده است كه از طريق برنامه ريزي،سازماندهي،بسيج منابع وامكانات،هدايت وكنترل عمليات براي دستيابي به اهداف تعيين شده.

نكات مهم در تعريف:

1-مديريت يك فرایند است

2-مديريت بر هدايت تشكيلات انساني دلالت دارد.

3-مديريت موثر مبتني بر تصميم گیري مناسب ودستيابي به نتايج مطلوب است

4-مديريت كارا متضمن تخصص ومصرف مدبرانه منابع است

5-مدیريت فعاليتهاي هدفدار تمركز دارد

برنامه ريزي
برنامه ريزي عبارت است از فرایند تعيين وتعريف اهداف سازمان وتدارك دقيق و پيشا پيش اقدامات و وسائلي كه تحقق اهداف را ميسر مي سازند.

به عبارت ديگر برنامه ريزي شامل تعريف اهداف سازمان،تدوين استراتژيهاي كلي براي دستيابي به آن اهداف وتهيه برنامه هاي عملياتي براي يكپار چگي وهماهنگي فعاليت ها مي باشد.

برنامه ريزي به مديران جهت مي دهدو توجه انان را به اهداف سازمان متمركز مي كند.

محصول مديرت ( تغيير رفتار)

تغيير رفتار انسان در سازمان هدف مديرا ن مي باشد ودر چهار سطح انجام مي شود كه عبارتند:

1- تغيير در دانش

2- تغيير در نگرش

3- تغيير در رفتار فردي

4- تغيير در رفتار گروهي

بهره وری

امروزه بهره وري به عنوان يك ديدگاه فكري و به مفهوم هوشمندانه كاركردن مطرح است . مفاهيم اوليه بهره وري ساده است . مشكلي كه بر سر راه بحثهاي بهره وري وجود دارد ، فقدان يك شيوه كار معين و مشخص براي بهره وري است . از ملزومات هوشمند كردن بهره وري ارائه تعاريف در مورد بهره وري و شاخصهاي ارزيابي آن است.

دائره المعارف بریتانیکا
بهره وري نسبت ستاده كالا يا خدمت و يا مجموعه اي از كالا ها يا خدمات به نهاده شامل يك يا چند عامل توليد كننده آن است

 فرهنگ آکسفورد
بهره وري عبارتست از بازدهي و كارايي در توليد صنعتي كه توسط برخي از روابط بين ستاده ها و نهاده ها اندازه گيري مي شود

فرهنگ مدیریت نوشته ی هدرک فرنچ
بهره وري ميزان ستاده در هر واحد نهاده ، مانند ستاده كار فرد در ساعت يا ستاده هريك پوند سرمايه گذاري است .

سازمان بین المللی کار

محصولات مختلف با ادغام چهار عامل اصلي توليد مي شوند . اين چهارعامل عبارتند از زمين، سرمايه ، كار وسازماندهي ، نسبت اين عوامل بر توليد ،معيارهایي براي سنجش بهره وري است

بهره وری در مدیریت زمان

بهروری عبارت است از بررسی رابطه بین داده به ستاده به عبارت بهتر از حداقل امکانات بیشترین بهره برداری را نمایم واین جزء مهمترین اهداف هر مدیریت می باشد.

جلوگیری از اتلاف هر نوع منبعی از جمله زمان منجر به بهره وری می گردد. به عبارتی میزان صرف وقت برای انجام کاری تقسیم بر سرمایه زمانی بکار برده شده بخشی از این بهره وری را تعریف می کند

از سویی بهره وری را انجام کار صحیح به روش صحیح نامیده اند و لذا بهره وری زمانی یعنی انتخاب حجم وقت و زمان مناسب برای انجام کارها و صرف صحیح زمان برای انجام کار.

 

با انجام پروژه بهروری در هر سازمان حداقل چهار تغییر زیر حاصل می گردد.

1- کاهش هزینه های زائد

2-کوتاه کردن زمان انجام امور درون سازمان

3-افزایش کیفیت محصول یا خدمات

4-بهبود کمیت

تعریف و مفهوم زمان

این لغت بین زبان پارسی و عربی مشترک است.و از نگاه افراد مختلف بر داشتی متفاوت دارد.

1- نگاه فیلسوفان به وجود زمان و واجب الوجود بودن یا نبودن آن توجه دارند.

2-از نگاه عارفان به علت ماهیت شناختی که بکار می برندیعنی شهود و تجربه درونی و حد فاصل میان جنبه درونی داده و از آن با اصطلاحاتی مانند وقت یا دم یاد می کنند

در زبان فارسي مي گوييم وقت طلاست . در زبان هاي ديگر نيز تعبير هاي متفاوتي چون وقت الماس است ، وقت جواهر است بكاررفته است . اما ارزش زمان بيش از طلاست و قابل مقايسه با آن نيست . با ارزش والايي كه وقت دارا است بايد به گونه اي شايسته و بايسته از زمان در دسترس استفاده نمود .

 زمان از منابع ارزشمند ، محدود و البته غير قابل جايگزين دراختيار بشر است .
اين منبع قابليت ذخيره شدن را ندارد . از اين رو مديريت زمان اهميت يافته و مورد توجه
جدي است .

زمان و انسان

آدمی در معادله پیچیده ای گرفتار است.از یک طرف خداوند استعدادها و تواناییهای بالقوه و بیکرانی را در او به امانت گذاشته و از سوی دیگر مهلت محدود و نا مشخص به نام عمر .در تنگنای چنین معادله ای به او وعده پاداش و مجازات داده شده است.

افرادی که برای انجام امور فکر می کنند از افرادی که اصلا این کار را نمی کنند جلوتر هستند.

توصیه می کنند برای انجام کارها، از قبل برای آنها برنامه تهیه نمایید برای کارهای فردا از امروز برنامه داشته باشید زیرا دیگر فردا مستقیما به سراغ انجام کار می روید ولی اگر اینطور نباشد فردا ابتدا در مورد کار باید فکر کنید وبعد برای انجام آن فکر کنید و سپس برای انجام ان اقدام نمایید.

تحول زمان در گذر تاریخ

به طور کلی بشر زمان خود را در دورانهای مختلف با شیوه های متفاوت به پنج فعالیت مهم زیر تقسیم کرده است.

1-برای حفظ بقا(انسانهای اولیه تنها ونگران)

2- برای بهبود شیوه تامین نیازهای اولیه(قبیله در تکوین)

3-برای آموزش تخصصی و حرفه ای(جامعه یک جانشین)

4-برای سیر در طبیعت و درون خویش(جامعه صنعتی)

5-برای درک و فهم طبیعت و زندگی.(جامعه هم گرا و انسانی)

مدیریت زمان و اسلام

در این رابطه می توان به 2 دیدگاه قرآن و فقه اشاره کرد. در قرآن سوره ای به نام سوره وقت (زمان) داریم که در این سوره خداوند به زمان قسم خورده که این بیانگر ارزش و اهمیت آن است. در سوره (والعصر) به ترتیب به زمان، خسران انسان و اینکه انسان در زیان است، می پردازد.

 وقت آدمی سرمایه بشری است، هر چه انسان از دست بدهد و عوض نگیرد «خسران» گویند و اگر انسان عوض بگیرد «خسر» نکرده و عوض را ایمان و عمل صالح تعبیر می کنند. عمل صالح خود معنای گسترده ای دارد. بدین معنی که عمل شایسته خسران اتلاف وقت را جبران می کند و باید متناسب با زمان و جامعه باشد.

 در دیدگاه فقهی اگر کسی به جان یا مال کسی خسارت وارد کند ضامن خسارت است. در یک مسأله فقهی برای جبران اتلاف وقت، وقت را تبدیل به مال کرده و به اندازه زمان از دست رفته باید ثمن المثل پرداخت شود. 

امام علی (ع) می فرماید:فرصت مانند ابری در می گذرد، پس فرصت را غنیمت شمارید.

ابعاد مدیریت زمان

1-بعد نگرشی(فرهنگی):

نوع برخورد با زمان متاثر ار ارزشهای فرهنگی فرد و جامعه ای است که در آن زندگی می کند. برای اصلاح این بعد باید با ورود در فرایند خودانتقالی تکاملی هوشیارانه با پدیده ها روبرو شود و سغی کند بر پایه اصول بر زندگی شخصی و کاری خود زمان را به امور گوناگون به نحو بهینه تخصیص دهد.

2-بعد فنی و کاربردی:

اگر بپذیریم که زما ن به عنوان اصلی ترین سرمایه بشری نیازمند به مدیریت و اداره کردن در راستای تحقق اهداف است باید در جستجوی روش ها و فنونی بر آمد که با استفاده و بکارگیری آنها امکان مدیریت بهتر زمان فراهم اید.

تعریف مدیریت زمان

برای مدیریت زمان تعاریف مختلفی ارائه شده که بطور کلی می توان گفت:

- مدیریت زمان یعنی کنترل زمان و کار خویش را بدست گرفتن و اجازه ندادن که امور و حادثه ها ما را هدایت کنند.

رییس وقت خود بودن.-

واقعا زندگی تنها زمانی پر بار می باشد که بر اساس مفهوم صحیح زمان زندگی بنا شده باشد.

درموفقیت در کارهاباید توجه کرد که باد همیشه در سمتی که ما می خواهیم نمی وزد اما باید بدانیم که چگونه قایق زمانمان را به هر کجا که بخواهیم رهسپار کنیم.

با مدیریت زمان :

1-دیدگاه مناسبی در رابطه فعالیتهای بلند مدت و اولویتها بدست اورید.

2-فرصتهای بیشتری برای خلاق شدن فراهم کنید 

3-از فشار روانی خود بکاهید.

4-زمان فرافت بیشتری برای خود در نظر بگیرید.

5-دستیابی موثر و سیستماتیک به اهدافتان به زندگیتان معنی و مفهوم می بخشد.

اصول مدیریت زمان

هر مبحثی دارای اصولی می باشد و اصول مدیریت زمان عبارتند از:

1-هدف گذاری (برای انجام هر کاری باید هدف یا هدفهای خود را تعیین نماییم و یک فرد موفق هیچگاه بدون هدف دست به کاری نمی زند و باید سطوح اهداف متناسب با استعدادها و توانایی ها و بر اساس واقع بینی باشد.و حداقل در چهار زمینه

(الف-خودسازی ب-خانواده ج-کارمعیشت د-فعالیتهای اجتماعی)

2- تعیین اولویت امور (اگر بیش از یک هدف داریدباید معلوم کنید اهمیت کدامیک از آنها بیشتر است و به مهمترین هدف یا کار اولویت یک دهید.)

3-رعایت اولویت.(اگر واقعا می خواهیم از مدیریت زمان نتیجه دلخواه بگیریم باید به ترتیب اولویتی که خود تعیین کردیم عمل نماییم)

دیدگاه فلسفی در مدیریت زمان

باور و نگرش صحیح از منظر فلسفی نسبت انسان را با مقوله زمان و عمر روشن می کند که به شدت در چگونگی استفاده از آن تأثیر می گذارد. نگاهی مأموریت گرا و هدفمند به زندگی، قایل بودن به زندگی مابعدالطبیعه ومانند اینگونه نگرشهای فلسفی، بر کلیه شئون مربوط به زمان یعنی سه حوزه مدیریت زمان، مهارتهای انسانی مربوطه و کیفیت و حجم زمان در اختیار تأثیر مستقیم می گذارد

راهبردهای مقابله با اتلاف زمان

برای انتخاب رویکرد و راهبردهای مناسب برای مقابله با پدیده اتلاف زمان و بهره وری زمانی در یک جامعه یا سازمان و یا برای فرد، ما نیازمند تحلیل شرایط راهبردی هستیم. برای جامعه ایران به نظر می رسد تجربه های در دسترس رویکرد تلفیقی و همزمان: اصلاح نگرشها، ساختارها و رفتارها را بصورت همزمان توجیه می کند و این البته از حوزه های مدیریت عالیه کشور و نیز شروع برنامه های علمی در حوزه های تربیتی و آموزشی بایستی شروع شود.

نمونه های اتلاف وقت

ازدحام ترافیک از نمونه های بارز اتلاف وقت جمعی است. سواره و پیاده فلسفه مقررات راهنمایی و رانندگی را درک نمی کنند و به آن پایبند نمی مانند.

اتلاف وقت مشتری در بانک ها و بخش های تجاری خصوصی و عمومی نمونه های دیگرند. مشتری مداری در نظام مالی و اقتصادی ای که رقابت در آن نیست نامفهوم می ماند و بنابراین مراجعه کننده  می تواند به بهانه های کوچک از سر باز شود.

مخصوصاً در نظام اداری دولتی تلقی از مقررات و آیین نامه مچ گیری و دست به سر کردن مُراجع است. راهنمایی و گره گشایی از مراجعه کننده ای که به قانون و مقررات اشراف ندارد ناشناخته است. این نیز از عوامل عمده اتلاف وقت جمعی است.

خصلت تمرکز گرایی در نظام اداری که مآلاً فرد یا افرادی در سطوح بالا باید تصمیم نهایی را تصویب کنند و بر آنچه که در سطوح پایین انجام می گیرد نظارت داشته باشند. از عوامل عمده ازدحام و ترددهای غیرضروری در شهرهای بزرگ هستند.

   + mohammad - ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٦