ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

جواب به مدلاگ

باسمه تعالی

با عرض سلام خدمت دوستان و همکاران محترم

اینجانب دکتر محمد ناظمی بیدگلی،متولد 1350 که از 15 سالگی به عنوان نیروی بسیجی عازم جبهه شدم و تا آخر جنگ (حدود 20 ماه) ماندم .ورودی 69 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و فارغ التحصیل شهریور 76 می باشم.یک سال پس از انجام طرح خدمت پزشکان و پیراپزشکان ، به استخدام شبکه بهداشت و درمان درآمدم . چند سالی در روستاها مشغول بودم و با شروع طرح بیمه روستایی ، به عنوان پزشک خانواده در روستاهای شهرستان آران و بیدگل (5 کیلومتری کاشان ) فعالیت کردم و از چند ماه قبل کار اداری در ستاد شبکه را متقبل شدم.

اواخر دوران دانشجویی ما ، واحد کامپیوتر به صورت اختیاری ارائه شد که من نگرفتم . آن زمان فقط سیستم عامل DOS

روی کامپیوترهای شخصی بود . پس از شروع به کار به علت علاقه زیادی که به کامپیوتر داشتم یک سیستم خریدم و با سیستم عامل های ویندوز 1/3 - 95- 98- ایکس پی و ....به پیش آمدم وحدود 2 سال قبل با یافتن آدرس وبلاگ شخصی ، با وبلاگ نویسی نیز آشنا شدم و در حال حاضر وبلاگی دارم که بیشتر شبیه کشکول و یا به قولی آش شله قلمکار است از همه رقم در آن یافت می شود( خاطرات شخصی، شعر، مطالب علمی، تراوشات ذهنی و.....) یادگیری برنامه نویسی را هم اخیراً شروع کرده ام.

سال گذشته از طریق هیئت پزشکی حج به سفر حج تمتع رفتم  

(WWW.HMC.IR)

و اما در مورد شغل پزشکی عمومی:

پزشکی عمومی محلی برای ماندن نیست و به همین دلیل به جرأت می توانم بگویم که بیش از 90% پزشکان عمومی درامتحانات دستیاری شرکت می کنند تا بلکه از این مرحله بگذرند.

مشکلات پزشک عمومی با فارغ التحصیلی شروع می شود :

ابتدا باید برای آینده اش تصمیم بگیرد: می خواهد ادامه تحصیل دهد یا می خواهد تشکیل خانواده دهد و کار کند؟

اگر می خواهد ادامه تحصیل دهد باید از همان سال اول با پشتکار و عزم راسخ به فکر ادامه تحصیل باشد .

اگر بخواهد تشکیل خانواده دهد جامعه از او انتظاری دارد که قادر به براورده کردنش نیست. در حال حاضر وضع بهتر شده است ولی در زمان ما مشکل انعقاد قرارداد با بیمه ها از یک سو ، عوارض و مالیات از سوی دیگر ، هزینه های مطب ، توقع دوست و آشنا برای ویزیت رایگان، گریه و زاری مادرانی که تا نزدیک آرنج النگو داشتند و اظهار می داشتند که پول دارو را ندارند (و من ساده لوح که پول ویزیت را هم پس می دادم )و..... باعث می شد که در آخر ماه برای پرداخت حقوق منشی نیز مشکل وجود داشته باشد تا چه رسد به مخارج منزل!

یکی از بزرگترین مشکلات پزشکان عمومی ، مقایسه آنها با پزشکان متخصص است . موقع خرید کالا اگر فروشنده بداندکه خریدار پزشک است نرخ را بالاتر می گوید.

 دیگری عدم تعامل و همکاری پزشکان متخصص با عمومی است. وقتی یک پزشک عمومی بیمار را به متخصص ارجاع می دهد دیگر نزد پزشک عمومی برگشت داده نمی شود و این باعث شلوغی مطب متخصص و از دست رفتن بیمار پزشک عمومی میشود.

البته ناگفته نماند که پزشکان متخصص نیز مشکلات خاص خود را دارند و به علت عدم رضایت از وضعیت مالی خود (با توجه به زحماتی که برای کسب آن متحمل شده اند )دست به کارهایی مانند گرفتن زیرمیزی می کنند که زیاد خوشایند جامعه نیست.

از دیگرمشکلات ،عدم سنخیت مطالب آموزش دیده با موضوعاتی است که باید با آنها درگیر شود.

یه قول یکی از دوستان ، پزشکی عمومی اقیانوسی است به عمق یک متر.آموزش پزشکی ما مربوط به جوامع پیشرفته است ولی محل کار ما در ایران. در دوران دانشجویی تشخیص ها بیشتر مبتنی بر پاراکلینیک است ولی طرح در روستایی است که 2 ساعت با شهر فاصله دارد و مردم انتظار دارند که با اولین ویزیت ، بدون آزمایش و ... با داروهای موجود در درمانگاه  بهبود یابند. تشخیص باید کلینیکی و غیرآکادمیک ودرمان  با تعداد اقلام دارویی محدود به همان درمانگاه و بدون ارجاع به متخصص باشد. در روستا ، چه پزشک خانواده و چه پزشک سیستم بهداشتی درمانی در طرح، هر آنچه در فیلد بهداشت آموخته است بیشتر به دردش می خورد . به قول یکی از مسئولین بهداشتی دانشگاه ، ما با فارغ التحصیلان دانشگاه ............. مشکلی نداریم ولی با بقیه مشکل داریم.

در شهر هم تعامل با همکاران پزشک (عمومی و متخصص) و داروساز پیچیده است. اگر دارو کم بنویسد داروساز بیمار را به سمت دیگر پزشکان سوق می دهد . اگر با اولین نسخه بهبود نیابد بیمار نزد پزشک دیگری می رود ومتاسفانه برخی از آنان برای جلب بیمار مطالبی می گویند که او هرگز نزد پزشک قبلی برنگردد.

(برای مقابله با چنین مشکلی پزشک دست به اقدامی می زند که خودش هم زیاد راضی نیست. بماند.)  

از دیگر مشکلات می توان به عدم وجود نظام صنفی مستحکم و کارا اشاره کرد. درست است که سازمان نظام پزشکی و جامعه پزشکان عمومی پرچمدار دفاع از حقوق پزشکان هستند ولی زیاد در این راه توفیق نداشته اند ( البته این نظر شخصی بنده است ) هنوز نرخ تعرفه پزشکان را دولت تعیین می کند. هنوز برای پزشکان عمومی ، پزشکان متخصص تعیین تکلیف می کنند.با وجود تمایل برای جویا شدن از وضعیت دوستان هم دوره ، هنوز موفق نشده ام از طریق سازمان نظام پزشکی حتی از یک نفر آنان نیز مطلع شوم.هنوز برای تهیه نشریه نظام پزشکی مشکل دارم ( به آدرس ایمیل افراد فرستاده نمی شود.) هنوز ............... هنوز ........ هنوز...........

عدم وجود پشتوانه قانونی از دیگر معضلات گریبانگیر پزشکان است .اگر یک بیمار در اثر حساسیت به پنی سیلین یا موارد مشابه ، فوت نماید هیچ کس از پزشک حمایت نمی کند.اگر بیماری از پزشک شکایت کند حرف بیمار را بیش از حرف پزشک می پذیرند.اگر فردی از پزشک اورژانس بیمارستان  بخواهد که بستری شود پزشک مجبور است او را بستری نماید حتی اگر اندیکاسیون بستری نداشته باشد.

عدم سنخیت ارزش مورد با حق الزحمه نیز وجود دارد. برای مثال هزینه خیاطی پارچه گرانقیمت بیش از پارچه ارزان قیمت است . چه چیزی ارزشش بیش از جان آدمیست؟ یک پزشک باید انسانی را که اشرف مخلوقات است با 1700 تومان ،درمان کند اگر بیمار فوت نماید 27میلیون تومان دیه بپردازد.

همگانی نبودن بیمه در شهرها ، عدم تخصیص بودجه درمان در خانواده ها در ابتدای ماه ، افتتاح درمانگاه های تامین اجتماعی (که بیماران دارای بیمه تامین اجتماعی را بدون دریافت هرگونه وجه درمان می کنند)و افتتاح درمانگاه های خیریه از دیگر مشکلات هستند . افراد خیر اگر می خواهند به درمان افراد بی بضاعت کمک کنند راه های بهتری هم وجود دارد.

مدیریتهای پایه و به قولی سطح پایین وزارت بهداشت و درمان (در سطح شبکه های بهداشت ودرمان و مراکز بهداشتی درمانی )، با پزشکان عمومی است و یک پزشک عمومی اگر موفق ترین مدیر دنیا هم باشد نمی تواند رئیس دانشگاه شود. البته در همان مرکز بهداشتی درمانی یا به قول قدیمی ترها درمانگاه نیز با مشکلاتی روبروست.: پرسنلی که سالها در مرکز کار کرده اند و تمام راه های قانونی و غیرقانونی  و فوت و فن ها را یاد گرفته اند از قبول مسئولی قانون مدار راضی نیستند. کارشناسی که 25 سال سابقه خدمت دارد رودرروی پزشک می ایستد و سیستم نیز وقتی نمی تواند با نیروی استخدامی سابقه دار مواجه شود از پزشک تازه کار ، مایه می گذارد.

امروزه پزشکان عمومی از مظلومترین اقشار جامعه محسوب می شوند. کارهایی نیز برای کمک به آنها انجام شده است {مانند پزشک خانواده ، پزشک قطار، خدمت در وزارت نفت (البته مناطق جنوبی مانند عسلویه و ... نه تهران و.....)} ولی نتوانسته است توقع و آرزویی که یک دختر هنگام ازدواج با پزشک جوان دارد را برآورده کند.

اجرا نشدن اصل 44 و دولتی ماندن مراکز درمانی نیز مانعی بر سر راه اشتغال پزشکان است. شبکه های بهداشت به جای کمک به پزشکان ، آنها را رقیب خود می دانند.

ادغام پزشک خانواده و شبکه های بهداشت با توجه به کسری بودجه وزارت بهداشت باعث شده که اعتبار تخصیص یافته برای اجرای طرح، سایر کمبودهای شبکه ها را بپوشاند و حق الزحمه پزشک با چند ماه تاخیر پرداخت شود و جور کمبودهای شبکه ها رانیز پزشکان عمومی باید بکشند.

مشکلات فوق باعث شده که پزشکان جوان از خیر افتتاح مطب بگذرند . خانم ها خانه نشین می شوند و آقایان با طرح های پزشک خانواده ، پزشک قطار و .... سر خود را گرم می کنند.

من از وضع پزشکان عمومی در شهرهای بزرگ خبر ندارم ولی فکر نمی کنم آنها هم سری از میدان آورده باشند.  

به امید فردایی بهتر

با آروزی موفقیت و شادکامی و سالی بهتر از سال قبل برای تمامی همکاران

 دکتر محمد ناظمی بیدگلی

 

 

 

 

   + mohammad - ٤:۳۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٤ فروردین ۱۳۸٦