ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

سهام عدالت

باسمه تعالی

تلاشها برای اجرای مرحله دوم واگذاری سهام عدالت شروع شده است. در مرحله اول به افراد تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی و بسیجیانی که فاقد شغل و درآمد بودند سهام شرکتهای تولیدی واگذار شده است و در این مرحله روستائیان و عشایر  بی بضاعت ، کسانی که شغل ثابتی ندارند و تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی نیستند و چند مشخصه دیگر نیز دارند توسط هیأتی مرکب از دهیار ، بهورز، نماینده کمیته امداد ، نماینده بهزیستی، نماینده بسیج و ... شناسایی می شوند و فرم  بارکُد دارِ مربوطه  ، طبق سهمیه ای که بر اساس جمعیت تعیین شده است،تکمیل شود و به مراجع بالاتر ارسال گردد.

در این طرح تعدادی سهام شرکتهای تولیدی دولتی بین افراد به صورت اقساط توزیع می گرددو مبلغ نیز از سود سهام شرکت پرداخت می گردد. این سهام غیر قابل فروش و غیر قابل واگذاری است.

سوال این است که اگر شرکت روزی به ورشکستگی یا ضرردهی برسد آیا روستایی بینوا توانش را خواهد داشت؟ آیا سهامداران درانتخاب مدیر عامل نیز دخالت خواهند داشت؟  

به نظر من اگر به جای اعطای سهام ، اشتغال زایی انجام می شد برای افراد بی بضاعت بهتر بود. اگر به جای اعطای وامهای اشتغالزایی چند میلیونی که طی چند سال اخیر داده شده  و به جرأت می توان گفت حتی یک درصد آن نیز صرف اشتغالزایی نشده وتا آنجا که من اطلاع دارم اکثرشان حتی بازپرداخت نیز نکرده اند شرکتهای تولیدی بزرگ احداث می شد و سهام آن بین کارگران همان شرکت توزیع می شد (تجمیع اعطای وام اشتغالزایی و سهام عدالت )چند برتری  داشت :

1- اثر تورم زایی  وام اشتغالزایی را نداشت . وام های چند میلیونی با شرایط مناسب، فرصتی شد برای خرید زمین ، خودرو و .....

2-  خود کارگران سهامدار شرکتی بودند که درآن کار می کردند

3- مدیرعامل که رکن اساسی در کارکرد شرکت دارد را خود انتخاب می کردند

4- خود را در سود شرکت سهیم می دانستند و بهتر کار می کردند (هر چند فرهنگ کار در بین ما غریب است).  

 

   + mohammad - ٧:٤٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٥