ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

چهل حصاران

به نام خدا

             منطقه چهل حصاران شامل کاشان و نواحی اطراف در طول زمان تحت پوشش ولایت ها و استان های مختلف بوده و با افزایش جمعیت ، برخی قسمت ها به شهر تبدیل شده و از این مجموعه جدا شده اند. برای رسیدن به هدف استان شدن کاشان لازم است این مجموعه با مرکزیت کاشان بزرگ مجدداً در کنار هم قرار گیرند .

            با گذشت زمان و افزایش جمعیت ، دو قریه  مجاور هم ( آران و بیدگل ) به هم چسبیدند و تشکیل یک شهر را دادند .   قبل از انقلاب هیچ یک از ساکنین این دو قریه  به فکرش هم نمی رسید که روزی با هم یک شهر شوند.  خواسته و ناخواسته به مرور زمان و افزایش ساخت وسازها ، شهرهای کاشان و آران و بیدگل نیز به هم خواهند چسبید ( مانند تهران و شهر ری ) حالا اگر مانعی و مرزی بین آنها باشد دو شهر و اگر مرز و مانعی نباشد به صورت یک شهر خواهند بود .

            در حال حاضر مرز بین دو شهرستان ریل راه آهن می باشد و انقدر به کاشان نزدیک است که برخی مراکز متعلق به شهر کاشان از جمله جنگل بانی ، مخابرات و .... در شهرستان آران و بیدگل واقع گردیده و برخی واحدهای مسکونی مثل یحیی  آباد ، دشت علیجانزاده و مزرعه نو که حاشیه نشین های کاشان محسوب می شوند و خواهان خدمات رسانی هستند در اراضی شهرستان آران و بیدگل قرار گرفته اند.

            با توجه به موارد پیشگفت اگر کمربندی کاشان در اراضی بین دو شهر احداث شود به عنوان مرز دو شهرستان شناخته خواهد شد و هیچوقت دو شهر با یکدیگر الحاق نخواهند شد ولی اگر مسئولین کاشان مقداری دوراندیشی کنند و اجازه دهند جاده کنارگذر آران و بیدگل احداث شود مجموعه کاشان و آران وبیدگل در منطقه ای قرار می گیرند که یک طرفش اتوبان و طرف دیگرش جاده ترانزیت قرار خواهد داشت .

   + mohammad - ۸:۳۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۱

بافت فرسوده

به نام خدا

            با پیشرفت علم و صنعت ، صنعت ساختمان سازی نیز پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته است و امروزه حتی در شهرهای کوچک و روستاها نیز از مصالح مقاوم برای ساخت بنا استفاده می شود . به مرور زمان رفته رفته از ساکنین ابنیه قدیمی کاسته می شود و به ساختمان های مقاوم افزوده می شود به نحوی که در اکثر شهرها شاهد دو بافت متفاوت هستیم: بافت قدیم و فرسوده و بافت جدید و مقاوم.

          خانه های خالی موجود در بافت قدیم متعلق به وارثان است واکثرا نیز با هم اختلاف دارند. نه حاضرند با هم کنار بیایند و نوسازی کنند و نه حاضرند دسته جمعی بفروشند و تقسیم کنند. در نتیجه خانه های خالی که مامن معتادین ، حیوانات ، حشرات و جوندگان شده مزاحم جمعیت اطراف شده و کوچه های باریک  موجود در بافت فرسوده مانع خدمات رسانی به معدود ساکنین به ویژه در هنگام بلایا و حوادث مثل آتش سوزی ، سقوط آوار و حتی بیماری معدود ساکنین می گردد.

       حداقل دو سازمان درگیر بافت فرسوده می باشند: سازمان میراث فرهنگی و سازمان احیای بافت فرسوده ی شهرداری ها که هر دو سعی بر حفظ و ترمیم بافت فرسوده دارند ولی این کار مستلزم صرف هزینه های هنگفتی است که در حد و توان این سازمان ها نیست .

       به نظر من بهتر است برای حفظ  آثار باستانی از یک طرف و حفظ جان مردم از طرف دیگر ، قسمت کمی از بافت فرسوده که کاملا خالی از سکنه می باشد به عنوان میراث فرهنگی محصور و حفظ شود و مالکین بقیه نواحی که کمی سکنه نیز دارد مجاز باشند با تخریب مخروبه ها طبق ضوابط و نقشه های شهرداری اقدام به ساخت بناهای جدید و مقاوم نمایند.

       در حال حاضر پس از وقوع زلزله و اعلام تلفات و خسارات ، چند روزی به فکر بازسازی خانه های قدیمی هستیم و فقط صحبت از تخریب و بازسازی می شود ولی بعد یا فراموش می شود یا برای اجرا به موانعی سخت مثل  میراث فرهنگی ، اداره ثبت املاک ، اداره ثبت احوال ، اداره دارایی  و .....  برخورد می کنیم .

   + mohammad - ۸:٢٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۱

اتباع خارجی در شهر ما

به نام خدا

         قبل از وقوع انقلاب اسلامی ، اکراد مخالف رژیم یعث عراق ( طرفداران ملامصطفی بارزانی )که از عراق اخراج شده بودند وارد ایران شدند و چند نفری هم به این شهر وارد شدند. پس از انقلاب نیز سیل پناهندگان افغانی ، با مجوز و بدون مجوز ، همراه با خانواده یا مجردی ، وارد شدند . پناهندگانی که بیشتر به کارهای سخت و طاقت فرسا مانند کارگری و کار در کوره های آجرپزی مشغول شدند و در ابتدا حاضر بودند برای پول حتی یکدیگر را نیز بکشند .تعداد کمی از آنان با ایرانی ها ازدواج کردند .

     پس از شروع جنگ نیز شیعیان مخالف عراق ، به صورت فرار یا اخراج از عراق وارد شدند . آنها مردانی بودند که با جاگذاشتن چندین سر عائله قصد جنگیدن با دولت عراق داشتند و در تشکیلات مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و شاخه نظامی آن ( سپاه بدر ) در جبهه های نبرد با ارتش عراق می جنگیدند. کشته های آنان به عنوان شهید و مجروحین نیز به عنوان جانباز شناخته می شدند و از دولت ایران مستمری می گرفتند و میگیرند. این افراد که جایی برای اسکان نداشتند با دخترهای ایرانی ازدواج کردند و وارد خانه های مردم شدند. این در حالی بود که مخالفین فراری دولت ایران که در خدمت صدام بودند در اردوگاه زندگی می کردند و حق تردد در عراق را نداشتند.

      با گذشت زمان و اتمام جنگ ایران و عراق و تصرف عراق توسط نیروهای آمریکایی و غربی وضعیت تغییر کرد. عراقی های مقیم ایران به عراق بازگشتند تعدادی از همسران و فرزندان نیز همراه شوهران عراقی به عراق رفتند و برخی نیز وضع آنجا را تحمل نکرده و برگشتند. افاغنه نیز وضع مالیشان بهتر شد و در داخل شهر خانه اجاره کردند و مردم نیز خوشحال از اجاره دادن خانه های قدیمی از آنان استقبال کردند ولی آیا  پناهندگان افغانی در بین ایرانی ها باشند بهتر است یا جدا و در اردوگاه؟

- از نظر بهداشتی: بسیاری از بیماری های مسری با پوشش واکسیناسیون بالا ، کاهش چشمگیر یافته و در برخی موارد نزدیک به ریشه کنی است ولی در پناهندگان افغان به ویژه کسانی که بدون مجوز وارد شده اند قرنطینه و واکسیناسیون انجام نشده و احتمال بروز این بیماری ها در بین جمعیت ایرانی را نیز افزایش می دهد.   

- از نظر درمانی: پناهندگانی که کارت اقامت دریافت داشته اند با حمایت کمیساریای عالی پناهندگان از خدمات بیمه و حتی بیمه تکمیلی نیز بهره مند شده اند ولی کسانی که بدون مجوز وارد شده اند و نیازمند خدمات اورژانس هستند را نمی توان به حال خود رها کرد. معمولا پولی هم برای هزینه درمان ندارند و معضل اقتصادی روی دوش سیستم درمان کشور می گذارند. در موارد بسیاری دیده شده که زن افغانی به دلیل نداشتن بضاعت مالی حاضر به بستری در بیمارستان و زایمان در آنجا را ندارد که علاوه بر تلفان انسانی و یتیم شدن تعدادی بچه قد و نیم قد ، آمار مرگ و میر مادران را نیز بالا می برند.

- از نظر اجتماعی: افغانستان نیز دارای قبایل و طوایف گوناگون با آداب و رسوم مختلف است که معمولا شیعیان به مناطق ما می آیند ولی در بسیاری از شهرها پناهندگان مجرد که معمولا چند نفر با هم در یک خانه زندگی می کنند باعث بروز مشکلاتی برای اهالی شده و پس از رانده شدن به کاشان و اطراف آن آمده اند. تعدادی افغانی معتاد دیده ام که با وجود تولید فراوان تریاک در افغانستان در ایران معتاد شده اند. از مشکلات ازدواج آنان با دختران ایرانی تولد کودکان بی وطن است . کودکانی که نه شناسنامه عراقی یا افغانی دارند و نه شناسنامه ایرانی. در صورتی که ازدواج مادر آنها با غیرایرانی در دفتر اتباع خارجی ثبت شده باشد و به سن 18 سالگی رسیده باشند می توانند درخواست تابعیت دولت ایران را داشته باشند تا در صورت پذیرش ، تابعه ایران شناخته شوند.

- از نظر اطلاعاتی – امنیتی: با توجه به زندگی آنان در بین مردم و مشکلات مالی، طعمه خوبی برای جاسوسی هستند.

- از نظر اقتصادی: بیشتر کارگران افغانی در کوره پز خانه ها، دامداری ها ، مرغداری ها و مزارع و کارگاه های ساختمان سازی کار می کنند . در صنایع کمتر به کار گرفته شده اند.

- از نظر فرهنگی: بیشتر از فرهنگ ما تاثیر پذیرفته اند تا تاثیرگذار باشند.

با توجه به مسائل بالا به نظر می رسد اگر پناهندگان افغان به صورت اردوگاه در اطراف شهر زندگی کنند از برخی جهات هم به نفع مردم بومی و هم به نفع خودشان باشد. ضمن اینکه نظارت بیشتر از نظر ورود افراد بدون مجوز و خدمات بهتری از نظر کمک های بشردوستانه ، آموزش و پرورش ، بهداشت و درمان می توانند دریافت نمایند.

 

   + mohammad - ٧:٢٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٥ دی ۱۳٩۱

وقف

به نام خدا

         یکی از اقداماتی که به عنوان ارزش در جامعه رواج داشته وقف است و آن اختصاص اموال منقول یا غیرمنقول به کاری  مخصوص است مثلا صرف درآمد و عواید زمین برای روضه خوانی بر امام حسین (ع) . این کار به عنوان صدقه جاریه معرفی شده و واقف برای خود ثواب زیادی هم در نظر گرفته است . در حال حاضر سازمان اوقاف و امور خیریه متولی رسیدگی به موقوفات و حفظ و صیانت از آنها شده است و هرجایی که مالک نداشته باشد مانند قبرستان ها ، وقف محسوب کرده و سند می گیرد. طبق روال فعلی اگر جایی معروف به وقف باشد و چهار نفر استشهادیه ای بنویسند و امضا کنند که این ملک وقفی است سازمان اوقاف آنجا را وقفی محسوب کرده و بدون رعایت ضوابط قانونی اقدام به تنظیم سند برای آن می کند .

        اگر کسی مال خودش را که معارض هم ندارد برای کار خاصی در نظر بگیرد کار خوبی است ولی وقف اموال غیرمنقول با این اوضاع و احوال ما مانند ایجاد Bad Sectore در Hard است که نمی توان هیچ کارش کرد و مانند استخوانی در بین زخم می ماند. توصیه من این است که اگر کسی قصد دارد به کاری یا جایی کمک کند زمین یا ساختمانی را که مال خودش است بفروشد و پول آن را صرف آن کار کند یا اگر می خواهد عین مال باقی بماند و عوایدش را صرف آن کار کند پول را در سیستم بانکداری اسلامی بگذارد و سودش را به آن کار اختصاص دهد تا برای مردم ایجاد مزاحمت نکند.

اموال غیرمنقول هم باعث دردسر می شود چون هر وسیله یا دستگاهی عمر مفیدی دارد و پس از سپری شدن آن ،نه می شود دور انداخت و نه می شود استفاده کرد . اموال مورد نیاز اماکن عمومی را نباید صیغه وقف خواند. ای کسانی که می خواهید کار خیر بکنید کمی فکر کنید که یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.

     در کنار قبرستان امامزاده حسین ( یکی از هفت قبرستان شهر ما که اکنون در داخل شهر واقع شده اند) بنا به ضرورت و نیاز فرهنگی جامعه غسالخانه ای بنا شده است  نمی دانم کسی وقف کرده یا نه ولی سالهاست که ساکنین محل به ادامه فعالیت آن معترض هستند بارها شکایت کرده اند ولی  به نتیجه نرسیده اند. شایسته است شهرداری وضعیت قبرستان ها و غسالخانه را ساماندهی نماید و برای زندگان بیش از مردگان ارزش قائل شود.

     

   + mohammad - ٤:٠۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۱

عوارض اتوبان

به نام خدا

چند روز قبل برای کاری به ماموریت اصفهان رفتم . در راه راننده از ماجرایی سخن گفت که خیلی اسفناک و تامل برانگیز است:

           آقای ........ که دستگاه بافندگی را به یک مشتری یزدی فروخته بود پول آن را نقد دریافت کرده بود و از مسیر اتوبان به سمت خانه  حرکت می کرد تا فردا به تهران برود و دستگاهی دیگر بخرد.

           شب بود و حاجی در عقب ماشین خواب بود. راننده قبل از رسیدن به محل پرداخت عوارض  از محل خروج جاده خرمدشت گذشت. ترمز کرد و دنده عقب رفت تا از جاده خرمدشت به سمت کاشان برود که در این حین با یک تریلی تصادف کرد و ماشین آتش گرفت. حاجی بیدار شد ولی به علت گیر کردن پایش نتوانست پیاده شود. فریاد زد پایم را قطع کنید و مرا نجات دهید ولی ......

چند روز بعد خاکسترش تشییع شد. خدایش رحمت کناد.

   + mohammad - ۸:٤٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ دی ۱۳٩۱

فوریت های پزشکی (2)

به نام خدا

چند کاریکاتور مربوط به فوریت های پزشکی  یافتم که می خواستم در وبلاگ بگذارم ولی چون حجمشان نسبتا بالا بود به صورت لینک می آورم

شماره 1

شماره 2

شماره 3

شماره 4

شماره 5

شماره 6

شماره 7

شماره 8

شماره 9

 

 

   + mohammad - ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; جمعه ۱ دی ۱۳٩۱