ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

وزیر پیشنهادی

به نام خدا

پنجشنبه زودتر از روزهای دیگر به خانه آمدم و توانستم کمی اخبار را هم بشنوم . اسامی  وزرای پیشنهادی را که شنیدم خیلی تعجب کردم. یکی از آنان استاندار فعلی ماست کسی که پس از مراسم کلنگ زنی شهرک جدید در آران و بیدگل، معاون سازمان منابع طبیعی شهرستان با آن مخالفت کرد و محل آن را تغییر داد. ساخت واحدهای مسکونی مهر نیز به وسیله او کلنگ زنی شده ولی هنوز پس از گذشت چندین سال حتی گودبرداری نیز نشده است.

پی نوشت:

این شعر را هم احتمالاً سعدی برای آقای علی آبادی سروده است:

ز نیرو بود مرد را راستی

   + mohammad - ۸:۳٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸۸

آمار

به نام خدا

چند روز قبل در جلسه ای ، یکی از حضّار که عضو شورای اسلامی شهرش نیز بود ، در بین سخنانش از عملکرد خود در آمارگیری برای شهرش سخن می گفت. از  دستکاری آمار برای زیاد نشان دادن جمعیت و ترافیک شهر می گفت .

گفتم: شما هم مثل کسانی (مردم برره ) رفتار کرده اید که هنگام سرشماری ، برای فرار از مالیات جمعیتشان ٢٣ نفر بود و برای تبدیل شدن به بخش ،‌ ٢٠٠٠ نفر بودند. وقتی شما در سطوح پایین جامعه چنین رفتار می کنید ........

پ.ن: دستت درد نکنه مدیری با این سریالی که ساختی.

   + mohammad - ٩:٢۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸۸

روزی که گذشت

به نام خدا

صبح مدتی در صف نانوایی بودم . هنگامی که نوبتم شد تلفن زنگ زد. از ستاد دانشگاه بود برای یادآوری جلسه کمیته مبارزه با آنفلوآنزای خوکی.

پس از خوردن صبحانه به تنهایی ( همسری و بچه ها خواب بودند) به اداره رفتم. برای انعقاد قرارداد کارانه با نیروهای پرستار ثبت نام شده احتیاج به فرمت قرارداد بود . قرار شد مسئول امور عمومی شبکه فرمت قرارداد را از معاونت توسعه مدیریت و منابع دانشگاه (معاونت پشتیبانی سابق) بگیرد. مدت طرح نیروی انسانی پزشک یکی از مراکز به اتمام رسیده ولی علیرغم ترخیص 5 نفر پزشک از ابتدای سال هنوز هیچ پزشکی به شبکه نفرستاده اند. قرار بود از 4 نفر پزشک عمومی طرحی معرفی شده به دانشگاه یک نفر به شبکه اعزام شود که نشد. پزشکی که قرار بود معرفی شود اصفهانی بود و حالا یادش آمده که برای رفت و آمد مشکل دارد و قصد دارد در دانشگاه شهرکرد طرح بگذراند. برای تامین پزشک پس از مکاتبات و رفت و آمدهای بسیار ، بالاخره موافقت کرده اند که یک پزشک به صورت قراردادی جذب شود و یک پزشک فرزند شهید را هم به صورت استخدام موردی به ما بدهند که هر کدام مشکلات جداگانه ای دارند. پزشک قراردادی را باید از بین پزشکان ثبت نام کرده در دفتر کارآفرینی دانشگاه انتخاب کنند و معرفی کنند که ریاست دانشگاه به مرخصی رفته است. برای استخدام فرزند شهید نیز باید پست خالی به دانشگاه اعلام کرد که متاسفانه جلسه ای که برای این کار باید تشکیل شود هر 6 ماه یکبار تشکیل می شود و حالا حالاها تشکیل نمی شود.

برای توسعه مرکز امام خمینی نیز طبق نامه معاونت توسعه دانشگاه خانه مجاور مرکز خریداری شده و مقداری از وجه آن نیز از جایی استقراض شده و حال که نوبت دانشگاه است امروز و فردا می کند . من مانده ام و طلبکار.

برای آزمایشگاه بیمارستان ، بیش از یک ماه قبل درخواست هود شده و سفارش خرید هم داده اند ولی مدتی مسئول خرید سفر زیارتی بوده ، مدتی قیف نبوده و مدتی قیر ، به هر جهت هنوز تهیه نشده و امروز مسئول آزمایشگاه تهدید کرد که اگر تا آخر هفته تهیه نشود آزمایشات میکربی را  انجام نخواهد داد.

امروز از بیمارستان شهید رجایی و  روند عملیات نصب آسانسور بازدید کردم . متاسفانه نصب آن نیز به علت وصول نشدن مبلغ در موعد مقرر تحویل نشده است. قصد داشتم هر چه سریعتر بخش جدید را راه اندازی کنم چون می دانم که کار امروز را نباید به فردا سپرد.

پس از انعقاد قرارداد با شهرداری برای تهیه سند ، شهرداری اسامی مالکین را از اداره ثبت اسناد استعلام کرده است. می  خواستم از روند کار باخبر شوم ولی آقای ادیب تلفن را جواب نداد.

به منظور تامین هزینه های مورد نیاز برای مبارزه با آنفلوآنزای خوکی در جهت ایجاد اتاق ایزوله تنفسی ، ایجاد آی سی یو با ظرفیت 4 تخت ،‌ خرید فیلتر هپا ، تامین داروهای مورد نیاز با ریاست دانشگاه و معاونت غذا و دارو مکاتبه شد.

عصر در اورژانس 115 و بیمارستان شهید رجایی شیفت بودم . قبل از ساعت 2 به خانه آمدم، پس از صرف عجولانه ناهار به پایگاه فوریت های پزشکی رفتم . شیفت صبح  شلوغ و پرکار بوده است. پس از جویا شدن از اوضاع و احوال مراکز درمانی تابعه به استراحت پرداختم .

عصر  با صدای پرستار که تصادف شده خود را پای بی سیم رساندم و آنها را سریع اعزام کردم. تصادف جنب پایگاه بود  و بچه ها فوری آنجا بودند. یکی از مصدومین معتاد بوده که فرزندان چاقوکشی دارد. او را به بیمارستان منتقل نمودند. نماز ظهر و عصر را آنجا خواندم.

مزاحم تلفنی هم که زیاد دارد. کودکان از باجه های تلفن عمومی مرتب زنگ می زنند . دختر بچه ای ٧-٨ ساله زنگ زد و گفت: با من دوست می شی؟ تعجب

پس از آن ماموریتی پیش نیامد و برای پرکردن اوقات فراغت با آقای ........... شطرنج بازی کردیم. تلویزیون هم بازی چلسی و منچتسر یونایتد را به صورت زنده پخش می کرد دقایقی از آن را دیدم. صد رحمت به داوران وطنی!. پزشک بعدی آقای دکتر........... بود که سابقه دیرآمدن داشت . ساعت 19:35 به موبایلش تماس گرفتم که یادآوری کنم شیفت ا ست و اگر ماشینش پنچر است زودتر تعویض کند ( ببخشید ‌آقای دکتر) ولی روی پیامگیر بود . ساعت 20:10 که باز تماس گرفتم گفت به پزشک دیگری سپرده است و او خواهد آمد. همسری هم برای زیارت قبر مادربزرگ تازه مرحومش به قبرستان رفته بود و منتظر بود پس از شیفت او را به منزل برگردانم.

پس از برگرداندن خانم ، به دفتر رفتم. آقای ....... گزارش روزانه را ارائه کرد. از مراحل تاسیس موسسه و موانع آن ، از مراجعین امروز ،‌ از اخراج افاغنه از اردستان و هجوم  اوردن آنها به شهرما  و .....

در بین سخنانش صحبت از کارآفرینی شد . به او پیشنهاد دادم که اگر دوست دارد برای خود شغلی فراهم کند حاضرم به او کمک کنم. او از سختی های معیشتی اوایل شروع کار می ترسید که به او قول همکاری و مساعدت دادم تا کارفرمای خودش باشد.

ساعت حدود 22:15 به منزل رفتم . شبکه استانی سریال شب های برره را پخش می کرد. پس از تماشای تلویزیون و خواندن نماز مغرب و عشا ، مدتی با همسر و بچه ها بازی دسته جمعی کردیم . ساعت حدود 24:00 بود که یکی از بچه ها به خواب رفت ولی دیگری همچنان بیدار بود و برّ و برّ ما را نگاه می کرد..............

 

   + mohammad - ۸:۳٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸۸

بوروکراسی

به نام خدا

این روزها حال و روز خوبی ندارم. همه می گن چقدر دپرسی!!!!! ( افسرده و کمحالی) . وقتی به شرایط نگاه می کنم می بینم چرا افسرده نباشم؟. این از وضع دانشگاه که آنقدر کارها را می پیچانند و اسیر کاغذبازی می کنند که اصل موضوع گم می شود و مشکلات روی هم انبار می شود ، این هم از وضع نیروها که نمی شود به آنها گفت بالای چشمشان ابروست. این هم از وضع جهانی و آنفلوآنزای خوکی و کارهایی که باید انجام داد .......

 

   + mohammad - ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸۸

آنفلوآنزا

به نام خدا

با پاندمی شدن آنفلوآنزای تیپ A موسوم به آنفلوآنزای خوکی شور و تحرکی در بین نیروهای بهداشتی درمانی برای مواجهه و کاهش تلفات و عوارض ایجاد شده است. جلسات متعدد . برگزاری آموزش برای پرسنل و مردم . ایجاد اتاق ایزوله تنفسی . اختصاص بخش برای موارد نیازمند بستری . خرید تجهیزات مصرفی ( ماسک N95 و گان و دستکش و عینک محافظ ) و اموالی لازم . تهیه لیست نیروهای جایگزین در صورت ابتلای کارمندان درمانی . تهیه مواد ضدعفونی کننده برای آمبولانس و ..... از جمله اقدامات انجام شده می باشد. در جلسه مدیران نیز ریاست دانشگاه مقابله با آنفلوآنزای خوکی را اولویت اول دانشگاه دانست و یادآور شد که اگر لازم باشد از کاهش اعتبارات عمرانی و حتی به تعویق افتادن حقوق کارمندان هزینه لازم تامین خواهد شد.

 برای خرید خانه مجاور مرکز امام با توجه به نامه مسئولین دانشگاه  و طبق نظر کارشناسی کارشناس رسمی دادگستری اقدام شد ولی اکنون به بهانه های مختلف سعی در شانه خالی کردن دانشگاه دارند. یک خیّر برای ساخت مرکزی با 3000 متر مربع ( سه طبقه هر طبقه 1000 متر مربع) اعلام آمادگی کرده است  و دانشگاه نیز قرار بود زمین را تملک کند ولی الان یک بار مصوبه هیئت رئیسه می خواهند وقتی آماده شد مصوبه هیئت امنا می خواهند و وقتی آن هم آماده شود دستور وزیر و سپس رئیس جمهور را خواهند خواست. خدا آخر و عاقبت ما را ختم به خیر کند.

   + mohammad - ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٦ امرداد ۱۳۸۸

تنفیذ

به نام خدا

پس از پیروزی انقلاب و تصویب قانون اساسی جدید که بر اساس آن ولایت فقیه در راس حکومت قرار گرفته است عده ای با انتساب خود به آن ( چه در زمان امام و چه در زمان حال) ، سعی در بهره برداری سیاسی و مایه گذاشتن از آن برای اثبات خود نموده اند ولی در عمل چیز دیگری را دنبال کرده اند که نمونه های آن را در جریان انتخابات اخیرو وقایع پس از آن دیدیم.

پس از نامه مقام معظم رهبری و واکنش های ثانوی به آن حدس زده می شد که تنفیذ به همین سادگی و راحتی انجام نشود . قسمت هایی از سخنان رهبر را که شنیدم چنین برداشت کردم که ایشان نیز حمایت کامل و بی قید و شرط از ریاست جمهوری نکرده اند و حمایت مردم و تنفیذ را مشروط به پایبند بودن ریاست جمهور به اصول انقلاب نموده اند و در فرازهایی از کسانی که آبرویشان در این انتخابات خدشه دار شده صحبت به میان آمده است .

در این شرایط به نظر می رسد اگر طرفداران موسوی دست از تحرکات بر می داشتند و به قانون پایبند می ماندند چه بسا که شرایط تنفیذ نیز متفاوت بود یعنی در حقیقت طرفداران موسوی به نفع احمدی نژاد عمل کرده اند.

 

   + mohammad - ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸۸

پذیرش نیروی پرستار 2

به نام خدا

با عرض پوزش از خوانندگان

تا باز مشکلی ایجاد نشده بگم که شبکه قصد داره برای تکمیل نیروی پرستار مورد نیاز از نیروهای جویای کار به صورت قرارداد کارانه ( ۵٠%) استفاده کنه٠ از امسال با سیاست های اتخاذ شده از   سوی وزارت ، اعزام نیروی طرحی به دانشگاه ها ساماندهی شده و نیروهای طرحی نمی تونند هرجا دلشون خواست بروند. سیاست وزارتخانه هم تکمیل نیازهای دانشگاه های دورتر از تهران است (آنجور که به ما گفته اند) لذا ما برای تکمیل نیروها مجبوریم از راه های دیگر نیروها را تامین کنیم.

برای کسب اطلاعات بیشتر به اینجا مراجعه شود.

 

   + mohammad - ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸۸

پذیرش نیروی پرستار

به نام خدا

چند وقتی است که نتوانسته ام به اینجا سر بزنم. دیروز یکی می گفت: زیاد کار سر خودت نکن! پشیمون می شی. گفتم: در فوتبال هم وقتی یار حرکت نکند و خود را در موقعیت پاس قرار ندهد ، بازیکن صاحب توپ مجبور است اگر می تواند تک روی کند دریبل بزند تا توپ را از دست ندهد

ببخشید کار پیش آمد باید فعلا بروم پس تا بعد.

   + mohammad - ٥:٢٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۸