ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

هنر نزد ایرانیان است و بس؟!!!!!!!!

باسمه تعالی

من نمی دانم چه کسی این دورغ بزرگ را گفته شاید شاعری در حالت سرخوشی یا در تنگ بودن قافیه و یا .... گفته باشد ولی هر چه که هست برای کم نیاوردن مقابل سایر ملل ، به مذاق مردم ما خوش آمده است.

چندی پیش یکی از همشهریان که در انگلیس بسرمی برد تعریف می کرد که دریک نمایشگاه فرش ، در وسط فرشی این عبارت بافته شده بود .

بازدید کننده ژاپنی پرسید : این نوشته چیست؟

 جواب دادم : نوشته ایرانیان هنر دارند.

پرسید: مگر ژاپنی ها هنر ندارند؟

به راستی آیا دیگران هنر ندارند؟

به نظر من هنر مانند ظریف کاری داخل خودرو است ، علم مانند موتور خودرو  و مذهب مانند نقشه منطقه .میراث فرهنگی هم مانند جاده ای که از آن عبور کرده ایم.

ما چقدر موتور خودرومان را قوی کرده ایم؟

پی نوشت1: هنر مانند تزیینات خودرو،

علم مانند موتور خودرو،

مذهب مانند نقشه منطقه، علائم راهنمایی و رانندگی و چراغ های خودرو

اقتصاد مانند سوخت خودرو

سیاست مانند فرمان و پدالهای ترمز و گاز و....

تاریخ مانند جاده ای که از آن گذشته ایم

میراث فرهنگی مانند فیلم یا عکس که از مسیر در طی زمان  داریم.

   + mohammad - ٩:٠۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٦

تعطیلات آخر هفته

باسمه تعالی

حدود یک ماهی است که خودرو جدید را تحویل گرفته ام و روز جمعه قصد داشتم همراه خانواده مسافرتی کوتاه داشته باشم. به علت تقارن این ایام با  مراسم گلابگیری در قمصر ، مناطق کوهستانی کاشان شلوغ است و ظرفیت پذیرش این همه مسافر را ندارد. (تجربه سال قبل را داشتم). از طرفی دعوت دوستان قمی را هم داشتم لذا تصمیم گرفتم به قم بروم که هم زیارت و هم دیدار دوستان باشد.

ساعت 9 صبح به جمکران رسیدیم. به موبایل دکتر ناظم زاده زنگ زدم خاموش بود.به دکتر سخایی منش هم زنگ زدم و جواب داد که می خواهد به جلسه برود و تازه یک کار هم به من موکول کرد که در کاشان برایش انجام دهم.

البته قصد نداشتیم ناهار روی سر کسی خراب شویم و قصد ما فقط دیدار آنها بود .به هر جهت به مسجد رفتیم . مسجد جمکران نیز با آنهمه تبلیغی که هر جمعه از تلویزیون می شود گنجایش نداشت. صحن های جدیدی در دست احداث بود در داخل مسجد با خود فکر می کردم که اگر این خواب را یک اصفهانی می دید (چون اصل بنای این مسجد بر اساس یک خواب است تا آنجا که من می دانم) چقدر مسئله فرق می کرد. بگذریم

ساعت 10 صبح به پارکینگ کنار حرم حضرت معصومه (س) رسیدیم و پس از پارکینگ به سمت حرم رفتیم. هوا حسابی گرم بود . از بازارهای اطراف هم بازدید کردیم و بچه ها خیلی نق می زدند. ناهار را در سالن غذاخوری کنار حرم صرف کردیم و در حال بازگشت به سوی کاشان ، باز به دکتر ناظم زاده تماس گرفتم و این بار موفق شدم .

در منزل او پس ا زکمی استراحت و صحبت  در مورد کار و زندگی و پرس و جو از بچه های هم دوره ، از دیدار با دکتر جلالی و  ایمیل دکتر غفرانی خبر داد و این مقدمه ای شد بر یافتن گروه بچه ها ی هم دوره دانشگاه !

در این هفته که گروه را یافته ام متاسفانه خیلی سرم شلوغ بوده است . انشالله سر فرصت.  

   + mohammad - ٦:۱٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٦

 

Kash mishod ashk ra tahdid kard...Moddate labkhand ra tamdid kard...Kash mishod az miyane lahzehaye zendeghi... Lahzeye didar ra nazdik kard....


این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.

   + mohammad - ۸:٢٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٦

توارث هنر

باسمه تعالی

یکی از دوستانم به نام محسن صباحی که از کلاس اول ابتدایی تا دوم متوسطه ( 10 سال تحصیلی) در یک کلاس بودیم نبیره (نسل سوم )صباحی بیدگلی ، شاعر ، است که اکنون فوق لیسانس ......... دارد . این شعر هم نمونه غزلیات وی است که از وبلاگ دوست خوبم ، برادر آزاده ، عبدالصمد رحمانی برداشته ام :

ما و اینجا اسیر توهّم شدن

روز وشب سوژه ی  حرف مردم شدن

کوچه های غریبی و سرگشتگی

دست آخر در این کوچه ها گم شدن

خفته بر خشت این دخمه های خیال

خسته از انزوای تجسّم شدن

با امید قفس پر به هر جا زدن

با نسیمی خنک پر تلاطم شدن

چشم در چشم آتش نشستن به شب

تا سحر محو در فکر هیزم شدن

گام تا پای دار حقیقت زدن

ناگهان غرق بحر توهّم شدن

مانده یک دلخوشی در تنور هنر

روی دست پدر نان گندم شدن

سر دویدن پی نان و عشق و خدا

توی بازی اقلاً چهارم شدن

این سوال مطرح است که آیا هنر هم توارثی است؟ (پدرش نیز شاعر گمنامی بود) برای شعر سرودن ، دانستن قواعد و بحر عروض و ..... کافی نیست .

برای بعضی رشته ها ، پسر از پدر می آموزد ولی برای هنر که بیشتر ذاتی است تا آموختنی ، آیا می توان گفت که نقش توارث پررنگتر است؟

   + mohammad - ٥:٥۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٦

اخلاق پزشکی

باسمه تعالی

چندی پیش ، برای ویزیت بیماری به بالینش رفتم، جوانی بود از خانواده مرفه ، با علائم و نشانه های هذیان ، توهم بینایی و ....

پس از چند روز شنیدم که قصد ازدواج با دختری از خانواده ای فقیر را دارد. از آنجا که فکر می کردم ازدواجشان منجر به طلاق می شود خیلی دوست داشتم به خانواده عروس ، خبر دهم و آنها را آگاه سازم. از یکی از بزرگترها موضوع را پرسیدم. او جواب داد: اگر از شما پرسیدند شما راستش را بگو و گرنه حق نداری بیان کنی.

از نظر اخلاق پزشکی هم تا دادگاه سوال نکرده نباید چیزی گفت ولی از قدیم گفته اند: اگر بینی که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینی گناه است.

من چیزی نگفتم ولی آیا کار درستی انجام داده ام؟ شما بودید چه می کردید؟

   + mohammad - ٧:٢٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٦

گروه

باسمه تعالی

چند وقتی در این فکر بودم که چرا پرشین بلاگ یا دیگران سرویس رایگان در اختیار کاربران قرار می دهند تا وبلاگ شخصی بنویسند . این نوشته ها به چه درد می خورد ؟ و به درد کی می خورد؟

بیشتر که دقت کردم دیدم می توانند از تبلیغاتش استفاده کنند. وقتی هزاران نفر روزانه وقت خود را صرف این کار می کنند پس زمینه برای تبلیغات مساعد است.

من شخصاً برای آشنایی با دغدغه های فکری جوانان به وبلاگ خوانی پرداختم .اینجا محیطی است که اغلب شرکت کنندگان جوان هستند . وبلاگ ها را می توان به چند گروه تقسیم کرد: وبلاگهای فردی ( عاشقانه ها، خاطرات، معرفی خود ، لطیفه ،اعتراضات و .....)

وبلاگ های گروهی :

 - حلقه دوستان ( واقعی یا مجازی یا ابتدا مجازی و سپس واقعی )

- گروه های هم راستا : که  انواع متفاوتی دارد : ادبیات ، کامپیوتر ، دفاع مقدس ، علمی ، دانشگاهی ، سیاسی ، مذهبی ، صنفی ،جغرافیایی، اپوزیسیون و ......

بیشتر، دردها و غم ها رایافتم . بیماری ، مرگ ، ناامیدی ،استرس و .....

کمتر وبلاگی را دیدم که سعی در رفع مشکل خواننده داشته باشد. اگر وبگذر فلان مشکل را دارد که ایشان قبلاً تجربه کرده یا راه حل آن را می داند ذکر نمی شود.وبلاگهای گروهی اقتصادی نیز تاکنون نیافته ام . (همانطور که گفتم ،من نیافته ام که دلیلش می تواند کم بودن اینگونه وبلاگها باشد) که اگر چنین باشد معنی بسیار بدی دارد: فرصت ها و منافع به اشتراک گذاشته نمی شود بلکه تهدیدها و نگرانی ها به جامعه القا می شود.

طی چند روز اخیر تلاشم این بود که از حالت فردی خارج شوم و به گروه بپیوندم. چند گزینه در پیش رو داشتم: مذهبی، دفاع مقدس ، صنفی ( پزشکی ) و جغرافیایی .

از گزینه اول گذشتم چون در دنیای واقعی به اندازه کافی با این بخش سر و کار داریم. گزینه دوم را هم کنار گذاشتم چون به نظر من یادآوری خاطرات به منظور استفاده بهینه از فرصت موجود ، امری لازم است ولی نمی شود همه وقت را صرف گذشته کرد . باید راه شهدا را ادامه دهیم یعنی اگر کسی با آن آرمان ها درمیان ما می بود چه می کرد و ما همان کار را انجام دهیم.

اگر فرصتی برای ورود به فضای مجازی  باشد به وبلاگ های همکاران و همشهریان سر می زنم هرچند به گفته همسرم ، معتاد اینترنت شده ام.  

 

   + mohammad - ٢:٠٠ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٦

خاطره

باسمه تعالی

وبلاگ یکی از پزشکان ( متوترکسات) را که دیدم یاد خاطره ای افتادم که ذکر آن خالی از لطف نیست:

در یکی از روزهایی که پزشک خانواده بودم ، جهت انجام کاری به شبکه آمدم. یکی از نیروهای شرکتی پرسید : مهر همراه داری؟

اکثر روزها برای فرار از درخواست های غیرقانونی مثل صدور استعلاجی برای فامیل کارمندان و ..... مهر به همراه نمی برم ولی آن روز همراهم بود و نخواستم دروغ بگویم .

نشانه های بیماریش را گفت و من نیز برایش دارو تجویز کردم و سفارشات لازم را نیز یادآوری کردم تا زودتر بهبود یابد.

پس از اطمینان از تمام شدن داروهای تجویزی ، گفت : چند داروی گران قیمت نیز بنویس !

پرسیدم : برای چی؟

 - می خواهم پول بابت داروها ندهم.

 - برای چی؟ پول دارویت را که نباید شرکت بیمه بدهد.

 - ولی من برای بهداری کار می کنم و نباید پول دارو بدهم (؟!!!!!!!!!!!)

 - ولی من برای خودم نیز این کار را نمی کنم و پول دارو را می دهم چه رسد به شما!

این را که گفتم ناراحت شد، برگه را از دفترچه جدا کرد، جلو چشمم ریزریز کرد و داخل سطل زباله ریخت . بعد هم غرو لند کنان گفت: یک برگ دفترچه ام را خراب کردی.

با خود عهد کردم که دیگر مهر همراه نداشته باشم. (مهر مخصوص داخل مطب است). ارزش خود و پزشکان را نیز پایین نیاورم.

وقتی وبلاگ ایشان و نظرات ارائه شده را دیدم دریافتم که چرا شرکت های بیمه از قبول تجویز داروهای گران قیمت توسط پزشکان عمومی شانه خالی می کنند. از ماست که بر ماست.

 

   + mohammad - ٧:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٦

راه های بکار گیری نیرو در سازمان های دولتی

باسمه تعالی

نیروهایی که در سازمانهای دولتی مشغول به کار هستند در یکی از این دسته ها قرار می گیرند:

1- استخدام رسمی :

 این افراد به مدت 30 سال در استخدام دولت هستند و سپس طبق قوانین کار، بازنشسته می شوند .این افراد دارای پست سازمانی طبق چارت سازمان مدیریت و پژوهش  هستند.

2- استخدام پیمانی:

 این افراد سالانه پایش می شوند و در صورت رضایت مدیر سازمان، استخدام آنها برای مدت 1، 3 یا 5 سال دیگر ( بسته به نمره کسب شده) تمدید می شود. این افراد نیز دارای پست سازمانی هستند.

به کار گیری این دو گروه منوط به اطلاعیه رسمی و سراسری سازمان مدیریت و پژوهش  و طی مراحل گزینش (کتبی و مصاحبه ) می باشد.

3- نیروهای شبه پیمانی :

 از سال گذشته سازمان ها برای جبران کمبود نیروی تخصصی ، اقدام به عقد قرارداد شبه پیمانی با نیروهای تخصصی که در قالب شرکت های خدماتی بودند نمودند و این افراد را به صورت شبه پیمانی درآوردند. در این حالت ، فرد مانند نیروهای پیمانی است ولی پست سازمانی ندارد و برای تبدیل به پیمانی ، باید در هنگام استخدام نیرو و صدور اطلاعیه از سوی سازمان مدیریت و پژوهش ، در آزمون شرکت نماید و مراحل گزینش را طی کند با این تفاوت که اولویت با وی می باشد.

قرارداد این افراد یک ساله است .

4- نیروهای طرحی:

فارغ التحصیلان برخی رشته ها که طبق قانون طرح خدمت پزشکان و پیراپزشکان ، باید به طرح نیروی انسانی و خدمت در مناطق محروم بروند . مدت طرح بسته به نوع رشته و  ضریب منطقه انجام طرح متغیر است . اکثر نقاط 4.5 پنجم هستند ولی مناطق محرومتر چهار پنجم است .

5- ضریب کا:

 متخصصان پس از فارغ التحصیلی به مدت 2 سال(؟) برای انجام تعهد قانونی به مناطق محروم  می روند در این مدت ، طبق قانون نظام نوین اداره امور بیمارستان ها ، 70% حق العلاج (برای بیماران بستری) و 50% حق العمل ( برای بیماران سرپایی و خدمات مشاوره ای) دریافت می کنند.

6- نیروهای قرارداد حجمی :

 این نیروها نیز برای رفع مشکل کمبود نیروی واحدها به کار گرفته شده اند مثلاً در پی دولتی شدن مراکز برای تأمین نیرو ( هر چه گشتم که کلمه ای دیگر به کار برم که همزه نداشته باشد موفق نشدم) با نیروهای بخش خصوصی همان مرکز ، قرارداد حجمی ( پرداخت مبلغ معین در قبال انجام کار مشخص ) بسته شد . این قراردادها تعهد استخدامی نداشته و کوتاه مدت است و سپس با فاصله تمدید می شود.

7- نیروهای شرکتی:

برای انجام امور غیرفنی مثل نظافت ، سازمان ها با شرکت های خدماتی قرارداد می بندند و از آنها کار می خواهند. امور مربوط به نیرو مثل مرخصی، حق لباس و .... به شرکت واگذار شده است و شرکت طی مناقصه انتخاب می شود.

8- نیروهای پیمانکار:

برای انجام برخی امور مثل رختشویخانه،سرویس رفت و آمد، رانندگی و .... سازمان ها قرارداد پیمانکاری منعقد می کنند. برای رانندگی ، راننده استیجاری انتخاب می کنند یعنی راننده با ماشین خودش در قبال ساعتی فلان مبلغ برای سازمان کار می کند . اگر سازمان بخواهد این کار را با نیروی رسمی انجام دهد خیلی گرانتر برایش تمام می شود .

 9- کار دانشجویی:

دانشجویان رشته های مختلف برای آموزش و کسب مبلغی به عنوان کمک خرجی به سازمان می روند . این نیروها ، ارزانترین نوع هستند . حقوق یک نیروی رسمی معادل حدود 10 نیروی کار دانشجویی است. از طرف دیگر این نیروها جوان و آشنا به کامپیوتر هستند ولی محدودیت هایی در به کارگیری آنها وجود دارد.

   + mohammad - ٦:۱٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٦