ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

غلام و امیر

باسمه تعالی

با تغییر نحوه زندگی مردم و دگرگونی ایجاد شده پس از انقلاب، برخی نامها نیز نسبت به قبل تغییر کرده است . وقتی روی نامها دقت می کنم می بینم قبلاً اسامی دارای مشتقات مختلف غلام مثل غلامرضا، غلامحسین ، غلامعلی و.... رایج بود ولی امروزه مشتقات امیر مثل امیررضا، امیرحسین و.... اسامی غالب هستند.

   + mohammad - ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ دی ۱۳۸٥

آتش

باسمه تعالی

چند روز پیش بچه ها داشتند کارتون لاک پشت های نینجا را تماشا می کردند و من هم آنجا بودم. قهرمان داستان از عناصر اربعه آب ، باد ، خاک و آتش نام برد و با کمک آنها با دشمنان خود می جنگید . موضوع عناصر اربعه مرا به فکر فرو برد عناصری که ابوعلی سینا نیز به آنها اشاره کرده است:

آب حالت مایع مواد است. باد حالت گاز و خاک حالت جامد. پس آتش چیست؟

آتش آزاد شدن انرژی درونی مواد است که هنگام تبدیل از حالت جامد به گاز ، آزاد می شود . شعله آتش نیز حالتی است که ملکولهای هوا متشکل از گازهای اکسیژن ، ازت ، دی اکسید کربن ، منوکسید کربن و ..... در اثر شدت حرارت به خود می گیرند به همین دلیل گاز حاصل از سوختن مواد مختلف رنگهای متفاوت دارند.

با این حساب آتش انرژی است. شاید بتوان انرژی را حالت چهارم مواد نامید . تا آنجا که در خاطرم هست طبق نظریه انیشتین مواد و انرژی می توانند به هم تبدیل شوند و بین آنها رابطه برقرار است .

اگر انرژی بخواهد ماده باشد پس باید وزن و جرم داشته باشد.آیا انرژی وزن دارد؟

با وسایل اندازه گیری فعلی بعید است بتوان به این سوال پاسخ گفت و عجیب نخواهد بود که در آینده انرژی حالت چهارم مواد باشد.

   + mohammad - ٦:۱٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳۸٥

آب و هوا

 

باسمه تعالی

در دوران دانشجویی ،یکی از بچه های خوابگاه می گفت: من از پدرم می پرسم : چرا مرا در این شهر کویری به دنیا آوردی؟

من نیز به همین فکر افتاده ام چی می شد اگه پدرو مادر ما هم در منطقه خوش آب و هوا زندگی می کردند (سوالی که باید جوابش را برای پاسخگویی به فرزندانم آماده داشته باشم) ولی اگر قرار باشد همه به مناطق خوش آب وهوا بروند که دیگر قابل زندگی کردن نیست . از این گذشته شاید کار برای آنها در آنجا نباشد و یا شرایط ناگوار دیگری فراهم باشد. بگذریم.

در اینجا امسال بارندگی نسبت به سالهای گذشته بیشتر است . برف 5 سانتیمتری یک ماه قبل که در اثر سردی هوا تا حدود یک هفته بعد از بارش نیز اثرش بود بچه های ما را ذوق زده کرد به حدی که در هنگام بارش برف قصد داشتند به حیاط بروند و برف بازی کنند ولی تا صبح نگهشان داشتیم و صبح علیرغم نگرانی مادر از سرماخوردگی آنها، با لباسهای گرم ، آنها را روانه حیاط کردیم تا برف بازی کنند و هوسشان فروکش نماید.

   + mohammad - ٦:۱٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳۸٥

سید

باسمه تعالی

امروز یکی از ماماهای مراکز طی تماس تلفنی پرسید: شما سید هستی؟

گفتم: نه چطور مگه؟

گفت: شب عید غدیر خواب دیدم که یک اسکناس امضا کرده به من دادی ، وقتی امضا را خواندم نوشته شده بود: دکتر سید محمد...... ،   همسرم از من خواسته که از شما بپرسم سید هستید یا نه.

من هم در جواب گفتم: من سید نیستم ولی سادات را دوست دارم.

نمی دونم موضوع چیه؟ سرکاریه! گرفته مارو ! شما چی فکر می کنید؟

   + mohammad - ٥:٢٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٥

HAMSHAHRI Sahmieh roozane benzin dar sale 86

taxi 22,Ajans va mosafer bar-ha 18 va savari 4 litr. (Fars)


این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.

   + mohammad - ۳:٠۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٥

موازی کاری

باسمه تعالی
من نمیدانم چرا ادارات و سازمان ها به جای پرداختن به رسالت سازمانی خود ، سعی دارند کار دیگران را انجام دهند؟ دو حالت امکان دارد: یا به وظایف خود واقف نیستند و یا آنقدر بیکاردارند که می توانند کارهای جانبی دیگر را هم انجام دهند . مثلاً اداره آموزش و پرورش برای خودش درمانگاه فرهنگیان، ورزشگاه ، فروشگاه، امکانات رفاهی تفریحی و ..... دارد یا سازمان تامین اجتماعی که درمانگاه ، بیمارستان و .... دارد و یا ارگانهای مختلف که اقدام به دور زدن بیمه تامین اجتماعی کرده اند و انواع و اقسام بیمه ها (کمیته امداد، نیروهای مسلح و ...) را ایجاد کرده اند.درست مثل این است که شخصی بخواهد از کاشان هر روز به تهران برود و برای این منظور یک خودرو شخصی بخرد در حالی که هر نیم ساعت یک اتوبوس به تهران می رود.
اگر چنین باشد وزارت بهداشت و درمان هم باید مدارس بهداشتی تاسیس کند تا اقدام آموزش و پرورش را پاسخ گفته باشد.

   + mohammad - ٧:٠٤ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ دی ۱۳۸٥

 

Ruz e qadir ruz e peivand e din va siasat ast


این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.

   + mohammad - ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٥

بی سواد

باسمه تعالی

در زمان دانشجویی در خوابگاه ما یک اینترن بود که همیشه درس می خواند و آذری هم بود. یک روز که به اتاقش رفته بودم دیدم ناراحت است علت را پرسیدم . گفت : دانشجو:بی سواد، استاجر:بی سواد، اینترن : بی سواد، رزیدنت : بی سواد، اتند : بی سواد، استاد : بی سواد .

نمی دانم الان کجاست و چه کار می کند ولی خیلی دلم می خواست ببینمش و بهش بگم : دکتر :بی سواد ، مهند س ، بی سواد ، قاضی : بی سواد.


   + mohammad - ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٥

سهمیه آقایان

باسمه تعالی

چند سال قبل به دلایلی (شاید طرح انطباق) سهمیه خانمها در ورود به موسسات آموزش عالی به تصویب رسید و به موجب آن 50% ظرفیت دانشگاه ها به خانم ها اختصاص یافت ولی در حال حاضر وضعیت برعکس شده و اکثر دانشجویان ( لااقل در رشته های پزشکی ، پرستاری و پیراپزشکی) خانم هستند به طوری که پرستار مرد نایاب است و نسلشان رو به انقراض است.پست خالی برای استخدام پرستار مرد وجود دارد و نیاز مبرم نیز به پرستار مرد هست ولی انگار قحطی پرستار مرد است. در هر شیفت کاری در یک بیمارستان به ندرت بیش از یک مرد پرستار وجود دارد و باید نمایندگان مجلس فکری برای حل این مشکل بنمایند.

در رشته پزشکی هم یکی از دانشجویان می گفت در کلاس ما فقط 2 نفر دانشجوی پسر هستیم و در آخر کلاس می نشینیم. اگر چنین باشد معلوم نیست چند سال بعد چه می شود.


   + mohammad - ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٥

فرهنگ و مردم

باسمه تعالی

از زمان های قدیم در شهر آران و بیدگل همچون دیگر شهرهای ایران رسم بوده که در روز عید غدیر خم ، مردم به دیدن سادات می رفتند و این روز را به آنها تبریک می گفتند و معتقد بودند که باید در این روز 7 سید را ملاقات کنند و تبریک بگویند.

در این روز سادات به صورت خانوادگی در یک خانه جمع می شوند ( مردها در یک خانه و زنان خانواده در خانه دیگر ) و مردم برای دیدن آنها به آنجا می روند و به این ترتیب با رفتن به یک خانه 7 سید را ملاقات می کنند.

در محلاتی که تعداد سادات زیاد است سادات محل در حسینیه محل یا امامزاده جمع می شوند و در یک جلسه بیش از 100 سید وجود دارند .

پیش بینی می شود در آینده نه چندان دور، مردم از طریق اینترنت و وبکم و ویدئو کنفرانس ، به دیدار سادات بروند و این روز را به آنها تبریک گفته و با امامت حضرت علی(ع) تجدید بیعت نمایند.


   + mohammad - ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٥

 

Eyde ghadir ruze peyvande arsh va farsh bar shoma va khanevadeye mohtaram mobarak.salem va piruz bashid.


این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.

   + mohammad - ۸:٤٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٥

سوء استفاده

باسمه تعالی
طبق تجربه چندین و چند ساله من ،متاسفانه هر وسیله و امکانات جدیدی که وارد زندگی مردم می شود ابتدا در جهت سوء از آن استفاده می شود . و این سوءاستفاده تا زمانی ادامه دارد که اشباع شوند و دیگر روش سوء استفاده از آن را ندانند مثال های آن نیز فراوان است: ویدئو ، ماهواره، موبایل ، اینترنت و ......
این مسئله در مورد قانون و اجرای آن هم صدق می کند یعنی هر قانونی که وضع می شود اگر راه های سوء استفاده از آن را نبسته باشند و چاره جویی نکرده باشند بسیاری از مردم فقط به فکر پیدا کردن راهی برای گریز از قانون ، دور زدن قانون، استفاده از آن برای نقض قوانین دیگر و ..... هستند.

   + mohammad - ٦:٥٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٥

سیاست

باسمه تعالی
در مورد سیاست صحبتهای بسیاری شده است. بعضی آن را تدبیر اداره امور جامعه می دانند و برخی آن را آمیخته با  پدرسوختگی و دروغ و نیرنگ می دانند . به نظر آنان سیاست ، پدر و مادر ندارد و به هیچ کس هم رحم نمی کند.(البته سیاستی که در برخی جاها حکمفرماست واقعاً هم چنین است)
به نظر شهید مدرس :" سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ما. " آنچه من از این سخن برداشت می کنم این است که در سیاست ما دروغ و کلک نیست ولی به اشتباه انداختن اشکال ندارد و در مورد دشمنان لازم است. حال اگر سیاست ما آمیخته با دروغ و نیرنگ شد دیانت ما دچار اشکال شده است. البته دروغ با مقتضیات زمان و مکان فرق دارد. در زمانی با عراق جنگ می کردیم و در حال حاضر شرایط فرق کرده است ولی نمی شود همزمان دو رفتار متضاد با یک موضوع داشت.
 در مورد احزاب هم باید بگویم که به نظر من هدف همه پیشبرد کشور است ولی از راه های گوناگون. فکر نمی کنم حزب به معنای واقعی در ایران داشته باشیم و آنچه وجود دارد گروه و جناح است. در نظر من هر کس خوب کار کند (متعلق به هر گروه و جناح ) محبوب است و هر کس خوب کار نکند جایگاهی ندارد (قابل توجه آقای دکتر ...... که فکر می کند جناحی هستم )

   + mohammad - ٤:٤٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٧ دی ۱۳۸٥

واکسیناسیون آنفلوآنزا

باسمه تعالی
هدف از واکسیناسیون آنفلوآنزا در گروه پزشکی: هدف جلوگیری از نوترکیبی ویروس جدید آنفلوآنزا می باشد تا در صورت ویزیت بیماران مبتلا به آنفلوآنزای پرندگان ، کارکنان مربوطه مبتلا به آنفلوآنزای انسانی نباشند که در غیر این صورت با ورود ویروس آنفلوآنزای پرندگان در آنها ، ویروس جدیدی به وجود آمده که انتشار جهانی داشته و عوارض مربوط به خود را دارد و گرنه واکسیناسیون آنفلوآنزا نیز مثل سایر واکسنها برای بالا بردن مقاومت بدن در مقابل بیماری می باشد.
واکسن برای چه افرادی تجویز می شود؟
1- بیماران ضعیف و ناتوان
2- سالمندان ( افراد بالای 60 سال)
3- ساکنین آسایشگاه ها و کارکنان آن
4- بیماران مبتلا به بیماری های مزمن( ریوی، قلبی عروقی، کلیوی،متابولیک)
5- کارکنان حرفه های پزشکی و بهداشتی بالاخص افراد در تماس مستقیم با بیمار
6- خانم های بارداری که سه ماهه دوم و سوم حاملگی آنان مقارن با فصل شیوع آنفلوآنزا می باشد.
7- کودکان و نوجوانان 6 ماهه تا 18 ساله ای که تحت درمان طولانی مدت با آسپیرین می باشند
8- مراقبین و سایر اعضای خانواده بیمارانی که جزء گروه در معرض خطر به حساب می آیند.
9- کودکان 6 ماهه تا 23 ماهه
نکات کلی:
واکسیناسیون 90-70 در صد در پیشگیری موثر است.
واکسیناسیون در پیشگیری از ابتلا ، کاهش بروز بیماری ، کاهش میزان بستری و مرگ ومیر موثر است.
بیشترین فعالیت ویروس آنفلوآنزا در ماه های دی و بهمن است.
از آنجایی که تولید واکسن در دنیا محدود است و تنها 5% جمعیت جهان دسترسی به واکسن دارند لذا بایستی واکسن را مطابق دستورالعملهای وزارت بهداشت مصرف نماییم.

   + mohammad - ۳:٤۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٦ دی ۱۳۸٥

صدام

باسمه تعالی
امروز صبح ، صدام جنایتکار به دار آویخته شد. کسی که، هم به مردم ایران ظلم کرد و هم به مردم عراق و هم به همه مسلمانان جهان.
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
من نمی دانم چه کسی این نام را برایش انتخاب کرد ولی هرچه بود خیلی با مسمّی بود.


   + mohammad - ۳:٤٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ دی ۱۳۸٥

جبر و اختیار

باسمه تعالی
مسئله ای که مدتی است ذهن مرا مشغول کرده است مسئله جبر و اختیار است. آیا ما مختاریم که هرکاری را انجام دهیم یا مجبوریم؟
آنچه که به ذهن من رسیده است این است که ما مختاریم ولی نه اختیار 100% بلکه ما مختاریم که ازبین چند گزینه یکی را انتخاب کنیم و سپس با انتخاب یک گزینه ، گزینه های دیگری مطرح می شود که از بین آنها هم یکی را انتخاب می کنیم الی آخر و در حقیقت یک امر الگوریتمی است.
برای روشن شدن مطلب مثالی می زنم. شخصی قصد دارد از کاشان به مشهد برود. او می تواند یکی از گزینه های سفر هوایی ، سفر با قطار ، سفر با اتوبوس و سفر با وسیله شخصی را انتخاب کند. اگر سفر با وسیله شخصی را انتخاب کند باز چند گزینه مطرح می شود : می تواند از اتوبان برود یا از جاده ترانزیت و یا ..... . در بین راه به چهار راه یا سه راه خواهد رسید و یک راه را انتخاب خواهد کرد الی آخر. اگر یکی از انتخابهایش اشتباه باشد و او پی به اشتباهش نبرد به جای مشهد سر از جای دیگر در خواهد آورد ولی اگر متوجه شود می تواند اشتباهش را جبران کند و مسلم است که هر چه دیرتر پی به اشتباهش ببرد کارش سخت تر می شود.
او می توانست خود را به تهران یا اصفهان برساند و با هواپیما سفر کند و راه 16 ساعته را 4 ساعته طی کند ولی با هزینه بیشتر.
شهدای ما هم راه 50 ساله را یک شبه طی کردند ولی آنها که ماندند معلوم نیست سر از کجا درآورند؟به همین خاطر است که امام می فرماید: خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند ".

   + mohammad - ٦:۳٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٩ دی ۱۳۸٥

 

Angah ke doost dary hamvare kasy be yadat bashad be yade man bash ke man hamishe be yade toam. az tarafe behtarin douste shoma:khoda Sooreye baghare: aye''ye 152


این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.

   + mohammad - ٩:٠٦ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ دی ۱۳۸٥

توضیح

باسمه تعالی
در مورد پست قبل و جمله " اگر جنگ بود........." منظور جنگ 8 ساله بین ایران و عراق بود چون ویژگی این جنگ این بود که ما از قبل تدارک این جنگ را ندیده بودیم و فرماندهان مجبور بودند برای کمبود تجهیزات و ادوات جنگی ( به علت خالی شدن انبارها ، تحریم تسلیحاتی و .....) از نیرو مایه بگذارند و مردم را به صحنه نبرد بکشانند در حالی که در جاهای دیگر دنیا ، جنگ بین نیروهای نظامی است ، نه شبه نظامی.
برای آینده هم ما نه از نظر شرعی و نه از نظر عقلی و نه از هر نظر دیگر مجوزی برای شروع جنگ نداریم ولی برای دفاع باید آماده باشیم. از نظر شرعی ، جهاد با فرمان امام معصوم انجام می شود . از نظر اقتصادی هم در شرایطی نیستیم که شروع کننده باشیم . آلمان نازی هم وقتی از نظر صنعتی پیشرفت کرد برای پیدا کردن بازار فروش جنگ جهانی را شروع کرد که صد البته ما چنین شرایطی را نیز نداریم.
اگر احیاناً ، خدای ناکرده جنگی بر علیه ما شروع شود و ما مجبور به دفاع شویم نبرد کوتاه مدت و با تکیه بر تسلیحات خواهد بود ، نه نفرات. جنگی که با تکیه بر نفرات باشد خرج کردن از آینده است. در دفاع مقدس هم ، ما از آینده خرج کردیم و کشور در وضعیت کاشکسی بود. وضعیتی که هنوز هم تاوان آن را پس می دهیم و اَقساطش را می پردازیم و تا 15-10 سال دیگر هم باید بپردازیم.
بعد از جنگ هم کسانی که در جنگ شرکت داشتند سطح توقعات بالاتری نسبت به بقیه داشتند یک عده جوان که نه کار داشت و نه تحصیلات بالا. نتیجه آن شد که دیدیم.
به علت جنگ و برخی توصیه ها ، رشد جمعیت نرخ بالایی داشت و پس از جنگ جامعه ای جوان و بکر داشتیم که نتیجه اش درصد بالای اعتیاد در جامعه ما شد به طوریکه اعتیاد در جامعه ما بومی شده است و دیگر اپیدمی نیست بلکه اندمیک است.
بگذاریم و بگذریم . از کجا به کجا رسیدیم!!!!
به امید روزی که همه بفهمیم برای چه آمده ایم و چه کار باید بکنیم.
به امید جامعه ای بدون جنگ ، پر از صلح و صفا و صمیمیت.
باز هم جمعه شد و انتظار ، اما نه انتظاری که هیچ اقدامی نکنیم و منتظر باشیم امام زمان بیاید و جامعه را اصلاح کند بلکه انتظاری که خود شروع به اصلاح امور کنیم و زمینه را برای ظهور آقا امام زمان (عج) فراهم کنیم.
الهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان .

   + mohammad - ۸:٥۸ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ دی ۱۳۸٥

عزاداری

باسمه تعالی
شهادت امام محمد باقر(ع) تسلیت باد.
دیشب در منزل همسایه ما مراسم عزاداری برگزار شده بود. من هم شرکت کردم. جای همه خالی!
ابتدا روحانی محل در مورد فضائل امام باقر صحبت کرد. سپس مداح شروع به مدیحه سرایی و سینه زنی کرد. روشنایی ها را که خاموش کردند مرا به یاد سوله نمازخانه لشکر امام حسین (ع) ، سوله گردان فتح از لشکر نجف اشرف و عزاداری های برادران شهید بارفروش انداخت. کم کم با تداوم جلسه و ورود افراد بیشتر و شور و هیجان بیشتر ، جلسه به جلسات هیأت دیوانگان حسین شبیه شد. در این حین، افکاری از ذهنم می گذشت. به یاد صحبتهای دکتر........ افتادم که پرسید:" اگه باز هم جنگ بشه ، جوونها شرکت می کنند ؟" با این جوانهایی که من دیدم باید جواب بدم :بله! اگر جنگ می بود در این جلسه حد اقل 20 شهید زنده وجود داشت. لازم نیست همه معصوم باشند مطمئناً شهدای ما هم گناهانی داشته اند ولی وقتی با خدا وارد معامله شده اند و حاضر شده اند از تمام آرزوهایشان بگذرند و جانشان را فدا کنند مسلماً خدا هم از گناهان حق الله آنها می گذرد. ( حق الناس حسابش فرق می کند)
سخن که به اینجا کشید لازم است این خاطره را هم بازگو کنم:
دانشجوی شهید دادگر در جبهه جنگ خطاب به دوستش می گوید: من امشب شهید می شوم و تو زنده برمیگردی، از قول من به مردم بگو: منِ جوان با هزار آرزو برای اسلام زیر خروارها خاک می روم. والله قسم ! فردای قیامت جلوی تک تک شما را می گیرم که شما چه کردید؟
سپس به یاد خوابگاه 21 واقع در خیابان فلسطین افتادم که یک شب در خانه مجاورش ، پارتی برگزار شده بود و عده ای از بچه ها برای تماشا به پشت بام ، روبروی اتاق آنها رفته بودند . با خود گفتم: این عزاداری کجا و آن پارتی کجا؟

   + mohammad - ٩:٥٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٧ دی ۱۳۸٥

نکات

باسمه تعالی

- موفقیت به معنای به دست آوردن آن چیزی است که می خواهید. شادی به معنای خواستن آن چیزی است که دارید.

- اگر زندگی آسان بود، تلاش معنایی نداشت

- یا درست حرف بزن ، یا عاقلانه سکوت کن!

هنر گوش دادن را فرا بگیر، فرصتها گاهی به آهستگی در می زنند. -

   + mohammad - ٤:٢۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٥ دی ۱۳۸٥

بوفالو یا غاز؟

باسمه تعالی
در یک جلسه آموزشی ، مدرس جوامع را به دو گروه بوفالوها و غازها تقسیم کرد. در جامعه بوفالوها ، همه تابع جلویی هستند و اصلاً کار ندارند که راه صحیح می رود یا اشتباه، اگر داخل رودخانه هم برود همه می روند اما در جامعه غازها،برعکس ، هر غاز می تواند سرگروه باشد. وقتی یک غاز خسته شد به عقب می رود و غاز دیگر جایش را می گیرد و همان راه را ادامه می دهد . اگر غاز جلویی برفرض اشتباه برود بقیه راه صحیح را ادامه می دهند. به نظرمن جامعه انسانها شامل طیفی است که یک سمت طیف بوفالو و سمت دیگرغاز است و هر شخص بر اساس میزان دانش و آگاهی که کسب کرده است در محلی از این طیف قرار دارد . ما باید سعی کنیم با کسب معلومات و شناخت بیشتر ، خود را به سمت غاز بودن جلو ببریم. هیچکس عقل کل نیست ( البته بجز امام زمان) و همه در جایی در این طیف قرار داریم. یکی جلوتر و دیگری عقب تر.
با چند نفر در باره اوضاع شهر و کشور صحبت می کردم ، دیدم همه خود را عقل کل و مسئولین را عقب افتاده می دانند. همه برای اینکه خودی نشان بدهند سعی دارند مسئولین را خنگ جلوه دهند. نمی خواهم ا زمسئولین فعلی حمایت 100% و بی چون و چرا بکنم ، چون به نظر من کسان دیگری هم هستند که احتمالاً از اینها برتر هستند ولی به جای ایراد گرفتن سعی کنیم به پیشرفت جامعه تلاش کنیم.
روزی فردی از یک مسئول رده پایین انتقاد کرد، مسئول دعا کرد که روزی فرد منتقد خودش مسئول بشود.وقتی فرد منتقد مسئول شد آرزو کرد که دوباره به روزهای قبل برگردد.
متاسفانه حتی در یک اداره برای هر تصمیم ، ده ها موضع گیری و مخالفت می شود چه رسد به یک کشور.

   + mohammad - ٩:۱٩ ‎ق.ظ ; جمعه ۱ دی ۱۳۸٥