ناظمی چنین نوشت:


استفاده از مطالب وبلاگ ( بدون دخل و تصرف) با ذکر منبع آزاد است

مشهد

باسمه تعالی

امروز پنجشنبه ۲۹ دیماه مصادف با عید سعید غدیر خم است و من در شهر مقدس مشهد هستم . کلی گشتم تا یک کافی نت پیدا کردم( خیابان شیرازی ) در خیابان طبرسی که ما هستیم از هر که می پرسیدم کافی نت کجاست هاج و واج منو نگاه می کرد.

امروز صبح به حرم رفتم و کلیه دوستان و کسانی که التماس دعا گفته بودند را دعا  کردم ( دوستان و همکاران و وبلاگی ها ).

 هوا اینجا خیلی سرد است و بچه ها از دیدن برف ذوق کرده بودند . حالا هم می خواستند لاک پشتهای نینجا و فیتیله را ببیند و من فرصتی پیدا کردم که به کافی بیایم.

به یاد همه هستم.

 

   + mohammad - ٩:٠٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٤

بزم طرب انگیزان

باسمه تعالی

این مطالب را از کتاب "بزم طرب انگیزان " نوشته حامد مقدسی انتخاب کرده ام:

مرد به زنش: روزی که من با تو ازدواج کردم هم سن حضرت حوا بودی.

زن: شاید من، هم سن حضرت حوا بودم ولی تو آدم نبودی.

مرد قوزی مرده بود، هر چه کردند اعلامیه اش به دیوار نچسبید.

اولی : به نظر تو اگر جمعه وجود نداشت چی می شد؟

دومی: هیچی ! روزها از زور خستگی می مردند.

اولی : اسمت چیه؟

دومی: علیرضا اکبر نژاد حسن آبادی باغستانی پور ترکستانی

اولی: توی خونه چی صدات می کنن؟

دومی: اوهوی!!

سلطانی از راهی می گذشت سگ گله ای در آن نزدیکی شروع به پارس کرد. چوپان رو به سگ کرد و گفت:

چیه حیوون! مگه شغال دیدی که پارس می کنی؟!

زن: حیف شد قناری مون گم شد، عجیب خوش آواز بود.

مرد: آره، اتفاقا" عجیب خوشمزه هم بود!!

دکتر به مکانیک: به خاطر یه تعمیر جزیی ، پنجاه هزار تومن! من که دکترم یه همچین درآمدی ندارم.

مکانیک: اتفاقا" من هم تا وقتی که دکتر بودم چنین درآمدی نداشتم!

ابلهی سوار هواپیما شده بود. خدمتکار هواپیما از بغل دستی او پرسید: چی میل دارید؟

مرد جواب داد: خیلی متشکرم ، بنده بواسیر دارم، چیزی نمی خورم.

خدمتکار از ابله پرسید : شما چطور؟

ابله جواب داد: خیلی ممنون ، ایشون بواسیر دارن با هم می خوریم!

زن به مادرش: شوهرم به من می گه غلط زیادی نکن!

مادر زن: بیخود می کنه می گه! تو به حرفش گوش نکن و هر غلطی دلت خواست بکن!!

عاقد: بنده وکیلم؟

داماد : خودت بگو هستی یا نه؟

عاقد: والله ، راستش من داشتم رشته حقوق می خوندم که وکیل بشم ولی به خاطر مشکلات زندگی مجبور شدم درسم را نیمه کاره رها کنم.

مادر زن :داماد عزیزم ! دیشب خواب می دیدم تو در قلب من جا گرفته ای.

داماد: از قضا من هم همان موقع خواب می دیدم گرگی می خواهد مرا بخورد.

زنی برای ملاقات شوهرش به زندان رفته بود. از او پرسید:هنوز هم به یاد روزهایی که با هم گذرانده ایم می افتی؟

مرد گفت: خب معلومه و الا هزار بار تا به حال از زندان فرار کرده بودم.

عروس : اینقدر به من گیر نده.

مادر شوهر : چرا؟

عروس: چون خودم ده تا دارم.

 

   + mohammad - ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٤

 

باسمه تعالی

امروز مدیر شبکه و مسئول گسترش شبکه با هماهنگی قبلی همراه با رئیس اداره بیمه خدمات درمانی شهرستان به درمانگاه آمدند. کما فی السابق مسئول درمانگاه هم در خانه خواب بود.

بالاخره مقدمات سفر به مشهد مقدس جور شد و قرار است سه شنبه شب با قطار به مسافرت برویم .امتحانات امیررضا هم سه شنبه تمام می شود . شیفتهایم را هم جا بجا کرده ام تا مشکلی پیش نیاید. بعد از سوانح هوایی نمی دانم آیا سانحه ریلی هم اتفاق خواهد افتاد یا نه؟

 امروز بالاخره در اینجا هم برف بارید و بعضی جاهای زمین سفید شد.

یا حسین آنکه دل از غیر تو ببرید منم

          آنکه لاجرعه می مهر تو نوشید منم

 

   + mohammad - ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ دی ۱۳۸٤

 

باسمه تعالی

مبارزه

تا آنجا که من فهمیده ام انسان کارش را با مبارزه آغاز کرده است . مبارزه بین حق و باطل .از وقتی که آدم ابوالبشر (که سمبل انسانهاست) فریب شیطان را خورد و هابیل به دست قابیل کشته شد نبرد حق و باطل نیز شروع گردید. در این میان وظیفه ما در مرحله اول شناسایی حق و در وهله بعد حمایت از حق با جان و مال است. برخی مرحله اول را نادیده می گیرند در حالی که به نظر من مهمتر از مرحله دوم است .اگر کسی حق را به درستی نشناسد ممکن است به بیراهه برود یعنی همان کاری که اکثر یاران یزید کردند . آنها به خیال حمایت از دین پیامبر به مبارزه با اجنبی آمده بودند ولی نمی توانستند حق را از باطل تمیز دهند لذا هرچه جلوتر می رفتند بیشتر در ظلمات گمراهی فرو می رفتند.

غرض از این مقدمه این است که اگر شرایط بر وفق مراد ما نیست ابتدا باید حق را بشناسیم و سپس برای احیای حق ( چه به نفع ما و چه به ضرر ما ) کوشش کنیم و شرایط را عوض کنیم . یادمان باشد که حق گرفتنی است و دادنی نیست و نباید به خاطر نامساعد بودن شرایط ناامید و افسرده بود. باید برای اصلاح امور کوشید و اصلاحات را باید از خود شروع کرد نه اینکه انگشت اشاره را به طرف دیگران گرفت و خود را ندید . به قول امیر مومنان علی (ع) : خوشا به حال کسی که پرداختن به عیب خود ، او را از پرداختن به عیوب دیگران باز دارد.(طوبی لمن شغله عیبه عن عیوب الناس).

(در سال 1364کلاس سوم راهنمایی که بودیم هفته ای یک حدیث در تمامی کلاسهای مدرسه نصب می شد و دانش آموزان صبح موقع ورود معلم دسته جمعی به زبان عربی می خواندند و یکی از آن احادیث این حدیث بود و این کار مربی امور تربیتی مدرسه شهید عباس صلاحی پور بود که سال بعد در یک گردان بودیم و در شلمچه به شهادت رسید).

صحبت از شلمچه شد یاد فرمانده نیروی زمینی سپاه حاج احمد کاظمی افتادم که چند روز قبل در اثر سانحه سقوط هواپیما دار فانی را وداع گفت . او سابقه 8 سال حضور در جبهه را داشت و فرمانده لشکر ما بود.(معلوم نیست کی نوبت ما میشه!)

دیشب در حالی مصاحبه با رحمتی وزیر راه و ترابری در مورد سرنوشت هواپیمای تشریفاتی سفارش خاتمی را شاهد بودم که یاد سفر خاتمی با اتوبوس در 8 سال قبل و خاطرات حاج احمد کاظمی هنوز در ذهنم بود.

این هم قربانی ما در عید قربان !

 ای کاش حقایق زودتر آشكار می شد.

 

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه

                      هم سوخته شمع ما ، هم سوخته پروانه

هر سو نظر اندازی ، در یاد کسی افتی

                      آنها که سفر کردند دلشاد از این خانه

بشکسته سبوهامان، خون است به دلهامان

                     فریاد و فغان دارد، دردی کش میخانه

   + mohammad - ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳۸٤

پزشک خانواده

باسمه تعالی

پزشک ستیزی

از وقتی که این طرح پزشک خانواده شروع شده انواع و اقسام پزشک آزاری از سوی کارمندان با نیش و کنایه و .... هم شروع شده .یکی میگه وام نمیدید؟ یکی میگه برا ی این پول آدم میکشند!! یکی میگه : خوب پول پارو می کنید!

 ماهانه 40000 تومان کرایه پاویون از ما می گیرند در حالی که شبها از سرما می لرزیم .غذایی را که از خانه می آوریم باید سرد بخوریم و اجاق برای گرم کردن غذا نداریم . ظرفشو باید ببریم خونه بشوییم . تلویزیون را برداشته اند .آب گرم نداریم.  برای تلفن صفر بند گذاشته اند ، گوشی تلفن خراب گذاشته اند و ....

امروز ظهر که از خانه بهداشت به درمانگاه اومدم دیدم همان پاویون سردخانه را هم مسئول درمانگاه به دندانپزشک طرحی جدیدالورود داده و میگه شما باید به اتاق پرستار بروید . خونم به جوش اومد. وقتی مطلب را با اون به میون گذاشتم گوشش بدهکار نبود . من هم با دلخوری اونجا را ترک کردم و مستقیم به سمت اداره رفتم ( فاصله حدود 40 کیلومتر است). در بین راه با همکارام تماس گرفتم و اونا را هم مطلع کردم ، اونا هم از من حمایت کردند.

دم درب اداره بودم که گوشی زنگ زد ، مسئول درمانگاه بود ، گفت پاویون را به شما برمی گردانیم . من هم دیگر به مدیر شبکه نگفتم . هر چند او اصلا" اونجا نبود.

در مورد برنامه کاری و روزهای رفتن به خانه های بهداشت هر کسی یه چیزی میگه . معاون بهداشتی دانشگاه یه نظر داره ، اداره بیمه خدمات درمانی به عنوان کارفرما یه نظر داره ! مدیر شبکه یه چیزی میگه . مسئول گسترش شبکه یه چیزی میگه. مسئول درمانگاه یه دستوری میده . دهیار آبادی یه تقاضایی داره . ما موندیم چیکار کنیم.!!!!!!!!!

امروز به دفتر کاروان زیارتی ثامن تماس گرفتم و انشالله عید غدیر در مشهد باشیم.( نفری 53000 تومان ، رفت و برگشت با قطار )

خدا آخر و عاقبت ما رو ختم به خیر کنه!

 

 

   + mohammad - ٧:٠۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٤

انسان موفق

باسمه تعالی

این مطالب را در یک نشریه خواندم:

انسان موفق و انسان ناموفق:

ý  انسان موفق با جبران اشتباهش پشیمانی خود را نشان می دهد ، انسان ناموفق "پشیمانم" را به زبان می آورد ولی اشتباه خود را تکرار می کند.

ý     انسان موفق گوش می دهد ، انسان ناموفق منتظر رسیدن نوبت خود برای حرف زدن است.

ý  انسان موفق می گوید باید راه بهتری هم وجود داشته باشد ، انسان ناموفق می گوید تا بوده همین بوده و تا هست همین است.

ý  انسان موفق به افراد برتر از خود احترام می گذارد و می کوشد از آنها چیزی بیاموزد ، انسان ناموفق از افراد برتر از خود نفرت دارد و در پی یافتن نقاط ضعف آنهاست.

ý  انسان موفق گام های متعادلی بر می دارد ، انسان ناموفق دو نوع سرعت دارد : یا خیلی کند یا خیلی تند.

 

 

ý  زندگی چون درس حساب است بیایید خوبی ها را جمع کنیم ، بدیها را کم کنیم ، خوشی ها را ضرب کنیم و شادیها را تقسیم کنیم.

ý     محبت مانند آب است برای گل که هرگاه به آن نرسد پژمرده می شود.

ý     دردها از خطاها است بیایید خطا نکنیم.

ý     درسی که تنها حفظ کنید درس نیست ، درس آن است که تو را حفظ کند.

ý     سکوت طلاست، کم گویی نقره است ، پر گفتن بلاست.

ý     هر گاه خانه ای از رنج ساختی برای آب شدنش گریه نکن!

ý     عشق های تلفنی به طلاقهای تلگرافی منجر می شود.

ý     عشق مقصد نیست بلکه مرکبی است برای رسیدن به مقصد.

ý     قلب را به کسی بسپار که قلب همه هستی برای او می تپد.

ý     کسی زیبایی را خوب می بیند که از گناه چشم بپوشاند.

ý     دلی که با خدا ارتباط ندارد عروس شیطانی است.

ý     نگفتنی را می توان گفت اما گفت را نمی توان پس گرفت ، عاقل هر چیزی را نمی گوید.

ý     در زندگی مهم این نیست که به تمام آرزوها برسیم بلکه مهم این است که هدف دار زندگی کنیم.

ý     به زبانت هرگز رخصت نده که پیش از اندیشه ات به راه بیفتد .

ý     خدا نیاز را بر پا کرد تا انسانی هیچگاه تنها نماند.

ý     عشقی که با یک نگاه آغاز شود با یک اخم پایان می پذیرد.

ý     هیچ متاعی پر بار تر از آبرو نیست.

ý     هیچ شکستی پر ارزش تر از شکست غرور نیست.

ý     هیچ آغازی زیباتر از سلام نیست.

ý     هیچ پیمانی مقدس تر از ازدواج نیست.

 

   + mohammad - ٩:٢۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٤ دی ۱۳۸٤

فشار خون بالا

باسمه تعالی

فشار خون بالا یکی از مهمترین عوامل بروز بیماریهای قلبی عروقی و از جمله شایعترین عامل بروز نارسایی قلبی و نارسایی کلیه در بسیاری از کشورهاست . بررسی های انجام شده در کشور ما و بسیاری از کشورهای دیگر نشان می دهند که از هر چهار الی پنج نفر یک نفر به بیماری فشارخون بالا مبتلاست و عدم درمان مناسب و پیگیری آن ، می تواند به عواقب وخیمی منجر شود . در این افراد احتمال بروز تنگی رگ های قلب و سکته قلبی به میزان 3 برابر ، نارسایی قلبی 6 برابر و سکته مغزی 7 برابر افزایش می یابد و این در حالی است که با تشخیص به موقع و مناسب، به خوبی می توان از بروز همه این عوارض جلوگیری کرد . فشارخون بالا قبل از بروز عواقب وخیم آن غالبا" هیچ علامتی ندارد و در واقع تنها راه تشخیص این بیماری اندازه گیری دقیق فشارخون است.

مطالعات نشان داده اند که متاسفانه فقط درصد پایینی از این بیماران از بالا بودن فشارخون خود اطلاع دارند و درصد کمتری تحت درمان کافی قرار می گیرند .

تعریف فشارخون:

برای اینکه خون در شریانهای اعضای بدن جاری شود و مواد غذایی را به اعضای مختلف برساند ، نیاز به نیرویی دارد که این نیرو فشارخون نام دارد و مولد آن قلب است . قلب خون را به طور مداوم به داخل دو شریان عمده بدن پمپ می کند . از آنجا که پمپ کردن خون توسط قلب به داخل شریانها نبض دار است ، فشار خون شریانی بین دو سطح حد اکثر و حد اقل در نوسان است . سطح حد اکثر یا سطح سیستولی در زمان انقباض قلب و سطح حد اقل یا دیاستولی در زمان استراحت قلب به وجود می آید .

فشارخون به دو عامل مهم بستگی دارد: یکی برون ده قلب است، یعنی مقدار خونی که در هر دقیقه به درون آئورت پمپ می شود و عامل دیگر مقاومت رگ است، یعنی مقاومتی که بر سر راه خروج خون از قلب در رگها وجود دارد . اگر بخواهیم این رابطه را به شکل فرمول نشان دهیم به قرار زیر است:

مقاومت رگ * برون ده قلب = فشار خون

با تغییر برون ده قلب یا مقاومت رگ مقدار فشار خون تغییر می کند . همچنین فشار خون در طول روز تحت تاثیر عوامل مختلفی تغییر می کند که از جمله این عوامل وضعیت بدن، فعالیت مغز ، فعالیت گوارشی ، فعالیت عضلانی ، تحریکات عصبی ، تحریکات دردناک ، مثانه پر ، عوامل محیطی مثل دمای هوا و میزان صدا ، مصرف دخانیات ، الکل ، قهوه و دارو است.

تقسیم بندی فشارخون:

  1. فشارخون مطلوب: فشارخون ماکزیمم کمتر از 120 میلی متر جیوه و فشار مینیمم کمتر از 80 میلی لیتر جیوه.
  2. فشارخون طبیعی: فشارخون ماکزیمم کمتر از 130 میلی متر جیوه و فشار مینیمم کمتر از 85 میلی لیتر جیوه.
  3. فشارخون کمی بالاتر از طبیعی : فشار ماکزیمم بین 130 تا 140 میلی متر جیوه یا فشار مینیمم بین 85 تا 90
  4. فشار خون بالا : فشار ماکزیمم 140 میلی متر جیوه و بیشتر ، یا فشار مینمم 90 میلی متر جیوه و بیشتر.

   + mohammad - ۱:٠٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٤

 

باسمه تعالی

امروز يكشنبه 11/10/1384 و من در درمانگاه هستم. چند روز قبل ، با خودم فکر می کردم که اگه یک کارگر بخواد یه ساعت استراحت کنه یا زودتر محل کارشو ترک کنه چه عکس العملی نشون میدیم . حالا ما چی؟ مگه نه اینکه بعد از انقلاب همه اربابها برافتاد و فقط یه ارباب موند ( ارباب رجوع) و ما مستخدم هستیم و حقوق ما از بیت المال (پول همه مردم ) پرداخت میشه پس با این حساب ما به اربابمون چه برخوردی باید داشته باشیم؟!!!!!!!!!! این بود که تصمیم گرفتم حتی از قبل هم بهتر با مردم روبرو بشم جوری که مردم وقتی بخوان نشونی منو بدن میگن دکتر خوش اخلاقه ! .

 همه را دوست دارم .وقتی بچه بیماری را میارن اونجور که با بچه خودم رفتار میکنم با اون رفتار میکنم. ساعت کار را هم تا انجا که می تونم رعایت می کنم ولی این به مذاق بعضی خوش نمیاد و صدای مسئول درمانگاه درومده . ( چون خودش دنبال تجارت و خرید و فروش و ... است و این کار چندمش است و متاسفانه کسی به کسی نیست ).

 هر کس کار کنه تنبیه میشه و هرکس از زیر کار فرار کنه تشویق میشه ( اند مدیریته ) توقع هم داریم مملکت پیشرفت کنه (زهی خیال باطل)  

مدیر شبکه ما همون مدیر زمون خاتمیه .وقتی باهاش صحبت می کنی هزار قسم و آیه که من چند بار استعفا داده ام و قبول نکرده اند ولی وقتی دید ممکنه عوض بشه دیدار با علما گذاشت . پیش احمدی نژاد رفت و...... من نمیدونم این میز چه خاصیتی داره ؟!!!

بگذریم . به قول جلال آل احمد : خس و خاشاک هم روی آب می مونه ولی اونی که سنگینه در زیر آب فرو میره.

 

   + mohammad - ٦:٥٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٤

 

باسمه تعالی

خوشبختانه بیمه روستایی هم علیرغم مشکلات اولیه شروع به کار کرد . در این طرح که دو طرح (پزشک خانواده و بیمه روستاییان ) ادغام یافته در قالب یک طرح است هر فرد روستایی با پرداخت سالیانه  3000 تومان به مدت یک سال بیمه درمانی می شود ولی حق دارد فقط به پزشک خانواده اش که از قبل مشخص شده مراجعه کند (ویزیت 150 تومان) اگر او قادر به درمان او باشد تحت درمان قرار می گیرد و دارو و آزمایشش به صورت بیمه انجام می شود ولی اگر قادر به درمان او نباشد به پزشک متخصص ارجاع داده می شود و در انجا هم به صورت بیمه برخورد می شود . با این روش از مراجعه غیرضروری به مطب متخصصین جلوگیری می شود و هر فرد نمی تواند در یک روز به چندین پزشک مراجعه کند . هر پزشک خانواده مسئول بهداشت و درمان خانوارهای تحت پوشش خود ( 2000 تا 4000 نفر ) می باشد . کلیه گواهی ها و استعلاجی ها و .... باید توسط او انجام شود . اگر کسی نخواسته باشد از این کانال برود باید هزینه ها را آزاد پرداخت کند . ساعت کار پزشک خانواده از ساعت 8 صبح تا 4 عصر ( در زمستان) است و شبها نیز باید یک پزشک در منطقه باشد . دریافتی پزشک خانواده حدود 800000 تومان در ماه است که البته به کارکرد پزشک و رضایت مردم نیز بستگی دارد ، در صورت نارضایتی مردم قرارداد پزشک فسخ می شود و در صورت رضایت مردم و کارشناسان این مبلغ قابل افزایش است .

 این طرح در روستاها و شهرهای زیر 20000 نفر جمعیت اجرا می شود و در صورت موفقیت طرح ، بعید نیست که در شهرهای بزرگتر نیز اجرا شود.

یکی از مشكلاتي که هست کاغذبازی و ثبت هر مراجعه در چند پرونده است که امید است با تهیه برنامه کامپیوتری این مشکل برطرف شود .

 

 

   + mohammad - ٥:٥٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۸ دی ۱۳۸٤

 

پنجه مریم ، رسته در شکاف صخره ای

این همه رنگ از کجا آورده ای تا بشکفی؟

قطره قطره شکوفه از سر صخره ها گرد آورده ام

از گلبرگهای سرخ دستمالی بافته ام

تا آفتاب هدیه کنم

              *************

 

پی خوشبختی همه ش صبح تا شب دویدم من

حتی یک آشنا ، یک آشنا ندیدم من

بگو آخر این سفر می رسم کجااااااااااااااا؟

تو منو تنها نذار ای خدا ! خدااااااااااااااااا !

              

        ****************

شهر من آسمون آبی داره

         روز روشن شب مهتابی داره

اگه رویای قشنگ شهر تو

         بره دست از سر ما برداره

آسمان اینجا خاکستریه

        قصه هاش قصه دیو و پریه

آدما وقتی واسه هم ندارن

        اینجا معلوم نمیشه کی به کیه

 

       **************

 

توی این شهر شلوغ ، یک آشنا کنارم نیست

حتی یک سرپناه واسه قلب بی قرارم نیست

تمی تونم باشم از غصه ها جداااااا  

تو منو تنها نذار ای خدا ! خداااااااااا!

 

   + mohammad - ٦:۳۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٧ دی ۱۳۸٤

 

 

الان در مرکز بهداشتی درمانی شبانه روزی هستم و ساعت حدود 23 روز شنبه سوم دیماه 1384 است . امشب شب تولد حضرت عیسی مسیحه ولی برای من یادآور شب عملیات کربلای 4 در سال 1365 یعنی درست 19 سال قبله. در چنین ساعتی در خرمشهر در نزدیکی اسکله منتظر صدور فرمان شروع عملیات بودیم . یاد بچه ها به خیر . خوشا به حال اونا که رفتند . ویندوز مدیا پلیر هم این نوحه رو میخونه:

دلم به عشق یارم ، گرفته حال و هوایی             نوشته روی قلبم ، به خظ کرب و بلایی

                                  همه هستیم حسینه ، می ومستیم حسینه

منم که در سر کویش ، فقیر کاسه به دستم       مرید خانه به دوشم ، گدای باده پرستم

                                  می و ساغرم حسینه ، دل و دلبرم حسینه

مرا بده پرو بالی ، شوم کبوتر بامت           که در هوای حریمت ، کنم همیشه اقامت

 

این نوحه رو قبلا" شنیده بودم ، یه فیلم بود که از تلویزیون عراق در سال 1362 گرفته بودند و جنازه شهدای ایرانی که در عملیات ناموفق در کانال آب و پشت سیم های خاردار جا مونده بود نشون می داد و این نوحه رو ایرانیها باش میکس کرده بودند. روزی که اون فیلم رو دیدم تا شب چند بار یاد فیلم افتادم و گریه  کردم. و حالا هم که این نوحه را می شنوم حال گریه دارم.

حجاج هم که دارن اعزام میشن . نمیدونم چرا ما مستطیع نمی شیم . کنایه هم میزنن که باید بطلبه ! با چه پولهایی به حج میرن کلی هم فخر می فروشن بعدش هم می گن هیچ موزی موز مکه نمیشه! خاک بر سرتان!

چند روز پیش یه سخنرانی دکتر شریعتی رو گوش می دادم دیدم حرف دل منو میزنه !

یه فیلم از مصاحبه های گردان را گیر اورده ام مصاحبه شهید  باغمیرانی که یه برادرش شهید ،یکی اسیر و یکی مفقودالاثر بود آتیش به جونم زد.

خیلی دوست دارم به زیارت کربلا برم و به جای دوستان شهیدم زیارت کنم. یعنی می شه؟ چی میشه!!!!!!!! یادم نمیره دفعه اول که در زمان صدام راه زیارت کربلا باز شد و پولدارها به کربلا رفتند .................

 

 

 

   + mohammad - ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ دی ۱۳۸٤

 

تولد حضرت عيسی مسيح (ع) مبارک باد .

   + mohammad - ٦:٢٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٢ دی ۱۳۸٤